مرزهای اعتدال در زندگی

«بسم الله الرحمن الرجیم»
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»

 رمضان امسال موضوع بحثمان اعتدال است که بیننده‏ها در خدمتشان هستیم اعتدال، میانه روی، نه افراط نه تفریط، راه وسط، امت وسط، راه وسط، همانی که در نماز می‏گوییم «اهدنا الصراط المستقیم» نه چپ نه راست، نه افراط نه تفریط، نه تندروی نه کندروی، منتهی این را باید دقت کرد که یک نکاتی توی اعتدال است پس موضوع بحثمان، در جستجوی راه مستقیم، راه مستقیم، نه افراط و نه تفریط، راه اعتدال خوب، در اینجا مرزش باید روشن بشود، این مرزشناسی خیلی کار مهمی است خیلی وقتها یک کاری را انسان خیال می‏کند خوب است، من پریشب پاشدم از منزل بروم مسجد نماز بخوانم، یک مرتبه دیدم اذان تمام شده، اذان مغرب،گفتم به نماز مغرب که نمی‏رسیم اذان تمام شد، برویم به نماز عشاء برسیم، خلاصه رفتیم مسجد و دیدیم که اتفاقا نماز جماعت هم دیر شروع شده ما به نماز مغرب هم رسیدیم، خوشحال شدم، اقتدا کردم، توی نماز فکر کردم که همین بدی تو است چون خوشت آمد که آقا و مردم نمازشان دیر شروع شد، اما تو به نماز، این خودخواهی است، یعنی حاضر شدی جماعت از اول وقت به تأخیر بیافتد، چه خبره، این، تو، خودخواهی است.
 خیلی مرزها مشکل است گاهی آدم می‏رود حرم امام رضا (علیه السلام) حالا حرم را غبارروبی می‏کنند یا خلوت است یک وقتی می‏رود که خلوت است، می‏گوید چه حرفی، چه خلوت است، بدنم چسبید کیف کردم، هیچکس نبود، اصلا لذت می‏بریم که دور امام رضا (علیه السلام) خلوت باشد چه خبر؟ کسی به ما تنه نزند، آن وقتها هم که فکر می‏کنیم اوج عرفان و تقوی است، شیطنت، خیلی کارهای خوب ما بد است، چند وقت پیش یک کسی آمد گفت: آقای قرائتی، من مناجات این امامزاده را من انجام می‏دهم، گفتم یعنی چه، گفت: هیچی! قبل از اذان صبح مناجات می‏کنم پشت بلندگو، گفتم کی به شما گفته مناجات کنی، احدی حق ندارد کسی را از خواب بلند کند، فقط آن جایی که گفتند داد بزنید، اذان است، آن هم یک آدم خوش صدا، شما قبل از اذان به چه دلیلی مردم را از خواب بیدار می‏کنی، برو توبه کن، این وا رفت، گفت آقا من سحرها می‏آیم مناجات می‏کنم توی این امام زاده، گفتم به چه دلیل، مناجات، به چه دلیل آیه و حدیثی شما مردم را از خواب بیدار می‏کنید شما که اذان که شد، به ما گفتند اذان بگو، بیدار هم شدند، شدند، اما غیر اذان به چه دلیل مثلا قرآن را پشت بلندگو می‏گذارید، به چه دلیل مناجات می‏گذاری! یک مقداری باید دین را آرام بگیریم، مثلا شب قدر، چه اشکال دارد دوبار قرآن سر بگیریم، یک بار سر شب برای اینها که زن حامله هستند، بچه شیرخواره دارند، بچه مدرسه‏ایاند یک قرآن یک 20 دقیقه قرآن سر بگیریم بعد هم بروند بخوابند تا صبح که اگر یک کسی خوابش برد نگوید خاک توی سرم بدبخت شدم شب قدر از دستم رفت راه را باز کنیم برای اینکه خوبی‌ها تقسیم بشود بین همه خیلی مرزها مشکل است عرض کردم بنده به نماز اول رسیدم لذت بردم لذت من ولو به قیمتی که امت از وقت فضیلت چند دقیقه عقب بیفتند.
 بنابر این مرز را می‏خواهم امروز بگویم اعتدال بمعنای تردید نیست اعتدال به معنای تردید نیست آخر بعضی‏ها توی جامعه آدمهای معتدلی هستند این معتدله نه یعنی اینکه معتدل است چشم هایش نمی‏بیند نمی‏فهمد چه کند مثل یک راننده‏ای که جلویش مه است این یواش می‏رود نه اینکه محافظه کار است و احتیاط می‏کند مه است نمی‏بیند یک راننده‏ای که نمی‏بیند یا یک نابینایی که جلوی راهش را نمی‏بیند یا یواش می‏رود نمی‏شود گفت واقعا آدم معتدلی است مثل یک آدم لالی که غیبت نمی‏کند و حال اینکه ایشان بسیار آدم متقی است خوب لال است اگر آدم لال غیبت نکرد که هنر نیست.
مرز اعتدال و احتیاط
بعضی راه را تشخیص نداده‏اند آن کسی که میانه روی می‏کند و راه را تشخیص نمی‏دهد آن اعتدال معنایش اینست بمعنای مصلحت گرایی هم نیست. اعتدال به معنای مصلحت گرایی نیست بعضی‏ها که معتدلاند می‏خواهند همه را داشته باشند این هم معنای اعتدال نیست بمعنای سکوت، ضعف، سکوت برخواسته از ضعف هم نیست اعتدال بمعنای سکوت برخواسته از ضعف، می‏ترسد خلاف را می‏بیند می‏ترسد نانش قطع شود می‏ترسد درجه‏اش را بگیرند می‏ترسد فلانی ناراحت شود از ترس اش کوتاه می‏آید این نمی‏شود گفت بسیار آدم معتدلی است نه آقا می‏ترسد بی عرضه آخر ما توی جامعه مان تا می‏گوییم فلانی آدم معتدلی است همه آنهایی هم که نمی‏فهمند همه آنهایی که بی عرضه هستند همه آنهایی هم که بی تفاوتند اعتدال به معنای بی تفاوتی نیست اعتدال بی تفاوتی نیست گاهی انسان باید غیرت داشته باشد نعره بکشد شیشه بشکند امیرالمومنین (علیه السلام) چنان زد توی گوش خودش «فضربه علی خده» گاهی امیرالمومنین (علیه السلام) چنان توبیخ می‏کرد مخاطبین اش را یک جوری… ناله‏های حضرت علی (علیه السلام) توی نهج البلاغه هست چقدر حضرت علی (علیه السلام) می‏سوخت چون بحث را ببیننده‌ها در آستانه شب نوزدهم گوش می‏دهند بد نیست… می‏سوخت امیرالمومنین (علیه السلام) از دست نامردهایی که… بعضی نامردهایی که دیگر توبیخ‏های حضرت علی (علیه السلام) را بگوییم‏.
ناله‏های حضرت علی (ع) در نهج البلاغه
مثلا حضرت امیر (علیه السلام) می‏فرماید که «یا اشباه الرجال» ای کسانی که شبه مردید ولی مرد نیستید… مردنماهای نامرد، یک جا دارد اشباه با هاء دو چشم… یک جا هم می فرماید: «یا اشباح بلا ارواح» ای شبح ها، ای لاشه‏های بی روح. اشباح با حاء جیمی. اشباه یعنی شما شبیه مرد هستید مرد نیستید. اشباح یعنی لاشه هستید روح توی بدنتان نیست کیلویی هستید. دو تن آدم یک جو غیرت ندارید.
 امیرالمومنین (علیه السلام) می‏سوخت از دست اینها یک جا می‏گفت «قبحا لکم» قبیح باد صورتتان خاک توی سرتان کنم یک جا می‏گفت «تبا لکم» بریده باد دست شما یک جا می‏گوید «قاتلکم الله» خدا مرگتان بدهد حضرت امیر (علیه السلام) به کجا رسید کارش، تا ضربت خورد گفت راحت شدم از دست شما بنابر این گاهی انسان باید برخورد کند برخورد تند وقتی می‏گویند فلانی آدم معتدلی است افراد وارفته فکر نکنند نه اینها آدم میزانی هستند اینها آدم معتدل… نه خیر بی خاصیتی پس معتدل به معنای وارفتگی نیست معتدل به معنای بی تفاوتی نیست به امیرالمومنین (علیه السلام) گفتند لشکر معاویه در فلان شهر زینت یک زنی را کشیده بیرون دستبند، خلخال مثلا حضرت فرمود: «ولو ان امرء مسلم مات» اگر یک انسانی بمیرد از غصه جا دارد که چرا در حکومت اسلامی حتی یک زن یهودی یا مسیحی در امان نباشد کشور اسلامی کشوری است که همه در امان باشند یهودی است باشد. معتدل بمعنای کوتاه آمدن از اصول نیست معتدل بمعنای کوتاه آمدن از اصول نیست اینها خیلی ظریف است بعضی وقتها می‏گوید ببین ایشان تندرو نیست کندرو نیست سازش می‏کند اعتدال بمعنای این نیست که سازش کنید ما در اسلام مداهنه نداریم و مدارا داریم فرق بین مداهنه و مدارا را هم بگویم.
مدارا، آری، مداهنه، هرگز
مدارا بله، آری مداهنه هرگز. فرق اش چیه؟ مدارا از موضع قدرت است یعنی می‏توانم ولی کوتاه می‏آیم مثل یک پدربزرگی که دست بچه‏اش را گرفته و یواش یواش راه می‏رود پدره می‏تواند تند برود بخاطر اینکه این را ببرد یک خورده… مثل ماشین قوی که ماشین قراضه‏ای را بکسل کرده ماشین قوی می‏تواند گازش بدهد منتهی چون می‏خواهد این را بکسل کند پدر و مادری که یواش راه می‏روند همراه بچه مدارا می‏کند مداهنه از دهن است دهن در لغت عربی یعنی روغن مداهنه یعنی روغن مالی ما می‏گوییم ماست مالی یعنی، یعنی سازش آنوقت سازش از موضع ضعف است یعنی حالا که حریف تو نمی‏شویم کوتاه می‏آیم پس یکوقت می‏گویم چون حریف تو نمی‏شوم کوتاه می‏آیم اگر از موضع ضعف کوتاه آمدی این سازش است این مداهنه بد است قرآن آیه دارد که می‏گوید« ودوا لو تدهن فیدهنون» دشمن‏ها دوست دارند کوتاه بیایی آنها هم کوتاه بیایند آمدند گفتند یا… به پیغمبر (صلی الله علیه و آله) گفتند تو به خدای ما کار نداشته باش ما هم مثلا چنین می‏کنیم یک خورده تو کوتاه بیا یک خورده تو کوتاه بیا به امیرالمومنین (علیه السلام) گفتند بابا فعلا کار به معاویه نداشته باش یک خورده کوتاه بیا گفت الا و لابد گفت بابا حالا یک اموالی تقسیم شده قبل از شما به نور چشمی‏ها داده شده و اموال را دیگر پس نگیر گفت حتی اگر به آن اموال، آن اموال اگر مهر خانمش را داده برمی گردانم از حلقومشان بیرون می‏آورم گفتند آقا با این خشونت نمی‏توانی گفت نتوانم. به حضرت گفتند امیرالمومنین (علیه السلام) خشن است فرمود: «لخشن فی ذات الله» خشونت اش در راه خواست پس فرق می‏کند بین این خیلی مرزش مشکل است خیلی دقیق است که وقتی ما می‏گوییم آدم باید معتدل باشد نه یعنی معتدل باشد یعنی وارفته معتدل است یعنی سازش کند معتدل است یعنی از اصول کوتاه بیاید معتدل است یعنی نمی‏فهمد نمی‏داند نمی‏تواند اعتدال معنایش اینست من هم می‏فهم هم می‏توانم هم می‏دانم هم نمی‏ترسم منتهی یک راه معتدلی را پیش گرفته‏ام برای رسیدن به اهدافم اعتدال یعنی انتخاب راه معقول برای رسیدن به هدف این را مواظب باشیم که توی جامعه ما خیلی با کمال تأسف می‏گویند ببین فلانی آدم…باهمه می‏سازد با همه می‏سازد یعنی چه؟ از موضع ضعف می‏سازد بسیار آدم بدی است از موضع قدرت می‏سازد که آدم‌های ضعیف را هم برساند بسیار آدم خوبی است.
مدارای حضرت ابراهیم (ع) با مردم
 یکوقت حضرت ابراهیم (علیه السلام) آمد دید عده‏ای ستاره پرستی می‏کنند گفت «هذا ربی» خوب من با شما چند قدم می‏آیم بعد ستاره‏ها رفتند دید ماه پیدا شد گفت خوب اینکه بزرگتر است ماه پرست بشویم بعد خورشید در آمد گفت هو این!!! خدا این باشد بعد وقتی غروب کرد گفت بابا «انی لا احب الا فلین» این چیزهایی که گاهی هستند و گاهی نیستند یکبار مصرفند و ده سال مصرفند من خودم را بنده به اینها نمی‏کنم «انی لا احب الا فلین» این مدارا است این مدارا است مدارا یعنی همینطور که مادر می‏بیند بچه نمی‏تواند غذا بخورد شیرش می‏دهد این مدارا است یعنی طبق «نکلم الناس علی قدر علقولهم» چون… اصلا قرآن خودش مدارا است چون می‏گوید قرآن نازل شد نازل شد یعنی آمد پایین قرآن پایین آمد که ما بفهمیم اصلا خداوند که مثل زده برای اینکه به ما حالی کند اینها همه‏اش مدارا است انبیاء مدارا می‏کنند اصلا ما مأمور به مدارا هستیم به ما گفته‏اند حتما مدارا رفتار کن ما اگر یک کسی با اسلام آشنا نیست… پیغمبر (صلی الله علیه و آله) اول گفت «قولوا لااله الا الله تفلحوا» همین را بگویید «لااله الا الله» رستگار می‏شوید یعنی تعاونی حساب کنید تا مشتری شوند مدارا یعنی تعاونی حساب کن تا مشتری شوند مداهنه یعنی حالا که از تو نمی‏خرند از درد بلا علاجی ارزان حساب کن.
ببینید دوبار دکتر به مریض می‏گوید هر چه می‏خورد بخورد یکی دیگر بحمدالله مریض خوب شد پرهیز خاصی ندارد هرچه می‏خواهد بخورد بخورد یکبار هم یعنی چی؟ یعنی مریض دیگر مردنی است هرچه می‏خواهد بخورد بخورد پس اگر دکتر گفت هرچه می‏خواهد بخورد بخورد این دو تا کد دارد مثل کوکو، کوکو گاهی از سیب زمینی است گاهی از سبزی هرچه می‏خواهد بخورد از موضعی است که خوب شده یا از موضعی که مردنی است ارزان حساب کردن چون مشتری را دوستش داریم با او ارزان حساب می‏کنم یا چون می‏بینم اگر به او ندهم روی دستم می‏ماند. گاهی یک دختر مهرش کم است چون توی خانه مانده می‏گوید یک کسی بیاید او را ببردش خوب این دختر را… این ارزش نیست ولذا حدیث داریم بهترین دختر اینست که «احسن هن وجها و اقلهن مهرا» خوشگل باشد و مهرش کم باشد اینکه گفتم حدیث بود بهترین دختر اینست که «احسن هن وجها» وجهش صورتش احسن صورتش خیلی قشنگ باشد اما «اقلهن مهرا» مهرش قلیل باشد اگر یک چیز روی دستت باد کرد و ارزان دادی این نمی‏شود آدم خوبی باشی پس ببینید اینها مرزش مشکل است به هر کسی نگوییم آدم میزان با آدم معتدل… خودتان هم خودتان را معتدل ندانید.
اعتدال یعنی چه؟ اعتدال یعنی از مصلحت فردی و شخصی می‏گذرم برای رشد جامعه این معنای اعتدال است من یک آروزهایی دارم آرمانهایی دارم اما خواسته باشم دنبال آرزوها و آرمان‌هایم بروم مردم نمی‏آیند با من برای اینکه آنها را هم با خودم ببرم… این معنای اعتدال است یعنی ماشینم را یواش می‏روم که با کاروان با هم برویم اعتدال یعنی هم تصمیم هم عمل همراه با منطق اعتدال یعنی در راه ایجاد تنش نکن چالش و هنجار بوجود نیاور این یعنی اعتدال، گاهی وقتها یک کسی یک کلمه می‏گوید فتنه می‏شود اصلا بعضی‏ها توی سخنرانی شان سالی یکبار هم بیشتر سخنرانی نمی‏کنند یا سالی چندبار سخنرانی… ولی توی هر سخنرانی اش یک چیزی می‏گوید یک فتنه‏ای راه می‏اندازد یک مصاحبه می‏کند تیتر روزنامه‏ها بلبشو می‏شود. (اصلا اسم بچه اینها را باید گذاشت این شهرآشوب یعنی شهر را به آشوب می‏کشاند.) ذلتش یک جوری است که مثل… مثل خار پشت می‏ماند به هر که می‏خورد بعضی آدم‌ها داغ هستند یعنی غذای خوبی هم هستند ولی قابلمه‏اش داغ است اصلا نمی‏شود دورش رفت غذای خوبی است ولی قابلمه‏اش داغ است اعتدال یعنی دست از موضع برندارید ولی معتدل حرکت کنید بی تفاوت نباشید ولی عاقل باشید. اینها خیلی مشکل است که انسان اعتدال را با وارفتگی و ترس و بی تفاوتی و نفهمی و تردید و شک، قاطی نکند این خیلی بحث مهمی بود توی جامعه ما. فایده اعتدال چیه؟ فایده اعتدال اینست که آدم معتدل همه جناحها را می‏تواند جذب کند چون آنهایی هم که… هر جناح مختلفی هستند می‏تواند با همه کنار بیاید یعنی تحملش می‏کنند می‏گویند درست جزو ما نیست از ما نیست ولی حالابا یک کیلو عسل می‏شود او را خوردش با یک خورده شکر می‏شود خوردش اما کسی تند باشد با صدکیلو شکر هم می‏گوید اصلا این نمی‏شود با او کاری کرد این آتش در… متعدل اگر شد می‏تواند همه قواها را… می‏تواند از همه امکانات استفاده کند.
 کشور جمهوری اسلامی ما بخاطر اینکه افراد غیرمعتدل توشان هستند بسیاری از آدمهای بسیار لایق بخاطر یک سری تندرویها توی خانه نشسته‏اند آدمهایی که می‏توانند چی؟ می‏توانند وزیر باشند استاندار باشند می توانند خیلی کارهای سنگین بکنند اما بخاطر خط سیاسی تندی که دارند یا پرخاش هایی که با هم می‏کنند توی خانه نشسته‏اند از دو جناح سیاسی هست (بنده الان گاهی وقتها برای یک مسائلی دنبال یک نیرو می‏گردم توی تفسیر توی نماز زکات نمی‏دانم… می‏گویند فلانی می‏گویم والله فلانی بیاید به یکی از این سران یکی از این خطوط گفتم فعلا که تو رای نیاورده‏ای خوب بیا کمک ما کن گفت ببین آقای قرائتی بقدری با من بد هستند و روی خط سیاسی من حساس هستند که اگر بفهمند من رئیس نماز فلان استان شده‏ام از بغض من نماز نمی‏خوانند خوب آخر چرا مثلا خودت یک همچین موضعی گرفته‏ای اشتباه کرده‏ای مردم اینقدر با تو کینه‏ای هستند با زاشتباه می‏کنند از برکات اعتدال اینست که انسان می‏تواند با بسیاری از نیروها… خدا رحمت کند شهید مظلوم دکتر بهشتی را دکتر بهشتی جمله قشنگی داشت می‏گفت جاذبه در حد اعلاء دافعه در حد ضرورت شما هیچ می‏دانید ماه رمضان تمام می‏شود افرادی حتی توی افطاریشان افراد می‏گویند این خودی نیست بابا خودی است می‏گویند نه خودی نیست توی افطاری هم دعوتش نمی‏کنند من سفره هایی را سراغ دارم که صدها نفر توی آن سفره‏های هستند یک دانه خط سلیقه فلانی نیست می‏گوید نه هر کس می‏آید از این غذا بخورد باید حتما هم سلیقه آقا باشد خوب این سفره‏ها چه سفره هایی است؟ بخصوص آنجاهایی که پول مال خود آدم نباشد که دیگر داغون داغون است…
اعتدال در دعاهای شب قدر
یک بحثی می‏خواهم داشته باشم چون در آستانه شب نوزدهم بیننده‏ها این بحث را می‏بینند راجع به اعتدال در دعا یک صلواتی بفرستید اعتدال در دعا 1-نه توسعه نه تضییق حضرت ابراهیم (علیه السلام) سه تا دعا کرد خدا فرمود این دعاهای شما معتدل نیست حضرت ابراهیم (علیه السلام) سه تا دعا کرد فرمود نه حالا چون عرض کردم بیننده ما بحث را در آستانه شب نوزدهم و شب بیست و یک و شب بیست وسوم هست ببینیم اصلا چه جوری دعا کنیم در دعا باید معتدل باشیم یکبار حضرت ابراهیم (علیه السلام) توسعه دعا کرد یعنی خیلی گشاد و باز خدا به ابراهیم (علیه السلام) گفت «انی جاعلک لناس اماما» یعنی ای ابراهیم (علیه السلام) تو بخاطر اینکه توی آزمایش هایی که از تو کرده‏ایم گفتیم توی آتش بیفت چشم از زن بگذر از بچه بگذر از جان بگذر از مال بگذر «و اذا بتلی ابراهیم ربه بکلمات» چون چند حادثه را بوجود آوردیم امتحانت کردیم تو «فأتمهن» چون از همه امتحانات تمام برآمدی حالا که از همه امتحانات سخت خوب آمدی تو باید رهبر جهان بشوی «انی جاعلک لناس اماما» تاگفت امام شدی فوری ابراهیم (علیه السلام) گفت «و من ذریتی» نسلام همه امام بشوند فرمود به این گشادی هم نیست اینقدر… یعنی هر کس بچه تو است بشود امام چه خبره؟ اینجا ابراهیم (علیه السلام) باز دعا کرد توسعه دعا کرد خدا مچ اش را… گفت یه این گلو گشادی هم نیست این یکی. یک مورد دیگر حضرت ابراهیم (علیه السلام) دعا کرد تنگ دعا کرد خدا باز اینجا مچ اش را گرفت فرمود چرا تنگ دعا می‏کنی گفت خدایا این مکه‏ای که من ساختم هر که دین دارد بخورد فرمود این حرفها چیه به بی دین‏ها هم می‏دهیم بخورند آیه‏اش اینست «و ازرق اهله من الثمرات» اهل مکه را از ثمرات «وارزق» رزق بده اهل مکه بخورند «من آمن» هر که ایمان دارد فرمود چرااین رقم دعا می‏کنی؟ «ومن کفر فامتعه» من کافر هم باشد کامیابش می‏کنم کافرها هم بخورند چقدر تنگ نظری نه خیر «و من کفر» همه، همه.
 یک بچه نوشته بود آقای قرائتی تا آخر عمرم مسجد نمی‏روم برای اینکه توی مسجد غذا می‏دادند بچه‏ها را بیرون کردند اول بزرگ‏ها خوردند بعد زن‏ها و مردها هی آخرش گفتند بچه‏ها بروید خانه غذا تمام شد تا آخر عمرم مسجد نمی‏روم. اصلا هیچ می‏دانید توی مسجدها چقدر گناه می‏شود گاهی وقتها توی مسجد یک کسی را بلندش می‏کنند یک کسی را بنشانند کسی که جای کسی بنشیند… یکوقت یک کسی خودش بلند می‏شود این حلال است احترام می‏گیرم می‏گویم جای من بنشین اما اگر خود من بلند نشدم شما آمدی من را بلند م کردی اصلا جای… ما گاهی وقتها شب قدر می‏رویم توی مسجد یک کسی را بلندش می‏کنند با زور بدون رضایت خودش ما جای او می‏نشینیم دو لیتر هم گریه می‏کنیم اما توی مکان دزدی توی مکان دزدی دو لیتر گریه می‏کنیم با کم و زیادش حق ندارد کسی جای کسی بنشیند (بله یکوقت یک کسی احترام یک کسی را می‏خواهد بگیرد خوب احترام حسابش جداست. مسجد رفتن هم آدابی دارد یادم نمی‏رود بچه بودیم می‏رفتیم مسجد استکان نعلبکی‏ها را که می‏خواستند بشورند یک کاسه بزرگ داشتند آب توی آن می‏ریختند تمام استکانها را توی همین کاسه می‏شستند این نعلبکی‏ها به زیلوها خورده بود به دستهای مختلف خورده بود همه یک… این نظافت‏ها ی ما خدا از سر تقصیر… خدا نظافت‏های ما را ببخشد یعنی مناجاتمان خلاف شرع است مردم را از خواب بیدار می‏کنیم گناه است استکانی که تمیز می‏کنیم خودش کثیف کردن است. صحبت هایی که می‏شود باید صحبت‏های حسابی بشود اگر یک حرفی را بزنیم که پایش به جایی بند نباشد گوشت کیلویی چندهزارتومان آدم بخورد یک چیزی بشنود که عمرش را تلف کند.
استفاده بهتر از بهترین اوقات سال
شما می‏دانید شب قدر ما چه می‏کنیم توی بعضی مسجدها؟ ببینید 9 ماه مثل هم است شوال ذی القعده ذی الحجه محرم صفر ربیع الاول ربیع الثانی جمادی الاول جمادی الثانی این 9 تا ماه مثل هم است سه تا ماه ارزش دارد یکی رجب یکی شعبان یکی رمضان توی این سه ماه رمضانش از همه مهمتر است توی رمضان شب قدرش از همه مهمتر است توی شب قدر سحرش از همه مهمتر است آنوقت می‏دانید بعضی مسجدها توی این سال اوج اش که سحر شب قدر است فقط جمع می‏شوند پول بگیرند زیلوها را قالی کنند پشت بام را قیرگونی کنند منار را کاشی کنند یعنی اوج وقتها صرف پشم و نخ و قیرگونی می‏شود حیف! اعتدال در دعا نه باز دعا کنیم آن رقمی که هر کس هر پستی را می‏خواهد بگیرد حالا چه فرقی می‏کند یک روز هم این برود مجلس نباید برود مسجد ایشان نه سابقه دینی اش پررنگ است نه سابقه انقلابی اش پررنگ است نه تخصصی دارد نه مشکلی… یک کسی از دوستان ما آمد گفت می‏خواهم بروم کاندیدا بشوم گفتم ببخشید شما چه مشکلی را توی مجلس حل می‏کنی؟ توی کدام کمیسیون چه تخصصی داری؟ گفت من فامیل محترم هستم به من رأی می‏دهند گفتم آنجا مگر قبیله بازی است مگر نمایندگان قبائل باید بروند که شما می‏گویید من توی منطقه همه دوستم دارند به من رأی می‏دهند همه به تو رأی می‏دهند اما مگر مجلس شورای اسلامی جای نمایندگان قبائل است مجلس چند تا کمیسیون دارد توی هر کمیسیونی باید متخصصینی بروند متخصصین دین دار تو چه مشکلی را می‏خواهی حل کنی؟ والا الان آقای قرائتی هم مشهور است خوب خودم را کاندیدا کنم بله من ممکن است یک شهری خودم را کاندیدا کنم رأی بیاورم چون مشهورم حالا هر کس مشهور است باید برود مجلس؟ باید یک گره ایی را باز کنیم یعنی باید یک مشکلی را حل کنیم دردعا در رای دادن در اشک و مناجات در قهر کردن در صلح کردن در افطاری این ناهنجاری‌ها را باید تبدیل کنیم و از خدا بخواهیم «اهدنا الصراط المستقیم» و بهترین دعای شب قدر هم همین است که خدایا ما را آنی از راه مستقیم دور نفرما.
 «والسلام و علیکم رحمة الله و برکاته»

لینک کوتاه مطلب : https://gharaati.ir/?p=2830

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.