ساير بخش ها کتابخانه جدید پرسش و پاسخ مسابقات کتابخانه درس هايي از قرآن تفسير نور
خاطرات
خاطرات زندگينامه :: آلبوم تصاوير

لحظه امتحان‏
یكى از دوستان مى‏گفت: فكر مى‏كردم به مراحلى از خودسازى رسیده‏ام، امّا امتحانى پیش آمد كه از خود خجالت كشیدم.
در حال مسافرت بودم كه چمدانى از بالاى اتوبوس افتاد، به تصوّر اینكه چمدان من است، فریاد زدم: آقاى راننده چمدان! چمدان! بعد كه فهمیدم چمدان مال دیگرى است، آرام شدم و گفتم: الحمدللَّه مال ما كه نبود.