ساير بخش ها کتابخانه جدید پرسش و پاسخ مسابقات کتابخانه درس هايي از قرآن تفسير نور
درس هايي از قرآن

تاريخ پخش   ::  1360/9/12بايگاني سالانه - 1360
  
 
قابل توجه کاربران محترم:
برنامه درسهایی از قرآن، پس از ضبط پیاده می شود و به جهت حفظ امانت، متن کامل آن در سایت قرار می گیرد، اما همواره بخش هایی از برنامه به جهت محدودیت زمان و رعایت حال مخاطبان، از تلویزیون پخش نمی گردد، آنچه به عنوان برنامه ی درسهایی از قرآن قابل استناد است، آن چیزی است که از تلویزیون پخش می گردد و در فایل صوتی برنامه قابل دسترسی می باشد.

بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»

بحث امروزمان در مورد این است كه كار خوب چیست؟ از قرآن و حدیث بر می‌آید كه كار خوب باید 25 یا 26 شرط داشته باشد تا كار خوب بشود وگرنه همه كارها هر كدام یك عیبی خواهد داشت. چون قرآن بسیار خاطرنشان كرده كه: «آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ» حال عمل صالح و كار خوب چیست؟
قرآن می‌فرماید: «أَیُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً»(ملك/2) حال در مورد «أَحْسَنُ عَمَلاً» و كار خوب امروز مقداری صحبت كنیم. پس موضوع ما نشانه‌های عمل صالح است. در سوره كهف خداوند می‌فرماید: «لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً»(كهف/7) ما مردم را آزمایش می‌كنیم تا ببینیم كه کدام عملشان بهتر است. امام صادق می‌فرمایند منظور از احسن عملاً، اكثر عملا یعنی عمل زیاد نیست. زیادی عمل مهم نیست و نیكی عمل مهم است. حال این عمل صالح چیست؟ امیرالمومنین می‌فرمایند: «النَّاسُ أَبْنَاءُ مَا یُحْسِنُونَ»(كافى، ج‏1، ص‏50) مردم پسر كارشان هستند یعنی انسان را با كارش شناسایی می‌كنند.
حال نشانه‌های كار خوب:
1 ـ انتخاب مشكل ترین كار: بهترین كارها آنهایی است كه مشكل‌تر باشد و بر خلاف تحصیل كرده‌های ما كه می‌گویند كار خوب آن است كه راحت‌تر باشد و می‌گویند اردیبهشت مردم، (اردی جهنم ماست) در این زمینه آیه و حدیث بسیار است. قرآن می‌فرماید: «أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ مَا أَكْرَهْتَ نَفْسَكَ عَلَیْهِ»(نهج‏البلاغه، حكمت‏249) بهترین كار كاری است كه انسان سختی‌اش را تحمل كند «المَكارمُ بِالمَكارِه»(غررالحكم، ص‏99) كرامت انسان به این است كه مشكلات را تحمل كند. قرآن مومنین را تعریف می‌كند و می‌گوید پیامبر یارانی داشت. «اتَّبَعُوهُ فی‏ ساعَةِ الْعُسْرَةِ»(توبه/117) یعنی از پیامبر در ساعات سختی پیروی كردند. آخر، گاهی یك نفر آیت الله را دوست دارد تا زمانی كه زیر كوله نماز بخواند، ولی اگر دستور جهاد داد، دیگر علاقه‌ای به او ندارد. یا رفیق است تا زمانی كه وضع رفیقش خوب باشد. خداوند می‌فرماید نماز شب مهم است اما مهمتر از نماز شب نمازی است كه «تَتَجافى‏ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ»(سجده/16) یعنی اینكه برای نماز شب خودت را از خواب به سختی جدا كنی. «فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدینَ عَلَى الْقاعِدینَ»(نساء/95) آنهایی كه با سختی جهاد می‌كنند. . . البته مجاهدین قرآنی، نه مجاهدین آمریكایی. حدیث داریم كسی كه سفره پهن می‌شود و سر می‌رسد، ملعون است. پس خیلی از ما ملعون هستیم. بهترین كار سخت ترین كار است.
2ـ مسأله نظم و نوبت: امامان معصوم ما با آن همه گرفتاری معتكف می‌شدند. گاهی انسان آنقدر كار برای خودش می‌كند كه خودش را فراموش می‌كند. گاهی ما طلبه‌ها به چنین سرنوشتی دچار می‌شویم. مثلا شب 21رمضان كه شب عبادت و قرآن سرگرفتن و احیاست، همه حواس من جمع این موضوع است كه امشب چه بگویم؟ بالاخره هم یادم می‌رود که بگویم كه خودم چه كاره‌ام. گاهی انسان می‌خواهد انقلاب را صادر كند، در حالی كه انقلاب هنوز در درون خودش جا نیافتاده است. انقلاب در خودش تحقق نیافته می‌خواهد انقلاب را به آمریكا ببرد. برای همین هم امامان ما در میان كارهای اجتماعی خود به خودشان هم می‌رسیدند.
حدیث داریم كارهایتان باید انظباط داشته باشد. مومن جدولی بدین ترتیب دارد. «سَاعَةً لِأَمْرِ الْمَعَاشِ وَ سَاعَةً لِمُعَاشَرَةِ الْإِخْوَانِ»(تحف‏العقول، ص‏409) ساعاتی برای گفتگو با برادران دینی «وَ سَاعَةً تَخْلُونَ فِیهَا لِلَذَّاتِكُمْ فِی غَیْرِ مُحَرَّمٍ» و ساعتی برای لذت بردن. یعنی انسان نباید وقتی تداخل كاری شد، زن و بچه را فراموش كند. قرآن در تعریف پیامبر می‌گوید: «وَ كانَ رَسُولاً نَبِیًّا»(مریم/51) پیغمبر رسول و نبی بود «وَ كانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاةِ»(مریم/55) ولی در عین حال به اهل و عیالش هم می‌رسید و درعین اینكه سخنرانی یك میلیونی داشت به زن و بچه خودش هم می‌رسید و توجه می‌كرد.
امیر المومنین به استاندارش می‌گوید: كارهای اجتماعی مهم، تو را از مسائل جزئی باز ندارد و غافل نكند. گاهی برای كارهای جزئی نقشی است كه برای كارهای كلی نیست. گاهی انسان عمومی و برای همه سخنرانی می‌كند و گاهی هم در گوش كسی خصوصی نصیحت می‌كند و چه بسا دومی از اولی مهم‌تر و تاثیرگذارتر باشد. بنابراین نظم و نوبت در كارها كه چه وقت چه كاری انجام شود، خیلی مهم است.
خدا رهبر انقلاب را سلامت دارد، می‌گویند به قدری كارهای ایشان دقیق است، که همه چیز را سر جای خودش انجام می‌دهند. ملاقاتشان، وقت ناخن گرفتن و نماز خواندن و. . . یك زمان می‌گوید شاه باید برود. بعد جمهوری اسلامی و بعد قانون خبرگان و در هركاری نظم و نوبت را رعایت می‌کنند. كاری كه مهم است را با كمال متانت انجام می‌دهند.
ما در حوزه علمیه آدمهایی داشتیم كه خیلی خوب بودند و زیادی خوب بودند. بالاخره از آخوندی بیرون رفتند. ولی آدمهایی كه معمولی بودند و منظم به موقع می‌خندید و به موقع می‌گریستند و به موقع درس می‌خواندند، ماندند. ولی آنهایی كه مدام درس می‌خواندند دوام نیاوردند و به صورت انفجاری در رفتند.
خدا آیت الله شاهرودی رحمت كند، ایشان از مراجع تقلید بود. در نجف نزد ایشان رفتند و گفتند: فلان طلبه خیلی آدم خوبی است. گفت من می‌ترسم از اینهایی كه خیلی خوب هستند.
3ـ مساله تعبد: بهترین كار، كاری است كه در آن تعبد باشد. یعنی چون خدا گفته این كار را بكند، انجام می‌دهد. نه این كه دوست داشته باشد و دلش بخواهد. ما آفریده شده‌ایم برای عبادت و برای اینکه بخاطر خدا كار انجام دهیم. گاهی انسان استقامت هم دارد ولی برای خدا نیست. و تعبدی نیست، استقامتش دنگی است.
مثلا دارد كتاب می‌خواند می‌گوید باید تا آخرش را بخوانم و هر چه هم خوابش می‌آید باز می‌خواند. می‌گوید چون گفتم تا آخرش را باید بخوانم، پس می‌خوانم. ممكن است از روی هوی و هوس 100 صفحه هم مطالعه كند. مثل زنی كه می‌گوید چون بشقاب‌های دخترم گل سرخ دارد، پس دیس آن هم باید گل سرخ داشته باشد. مطالعه با بشقاب گل سرخ خانم فرقی نمی‌كند، چون ریشه هر دو هوس است. گاهی خدا یك چیز جزئی را می‌خواهد ولی یك چیز كلی را نمی‌خواهد. من در تعبد مثلی داشتم. گفتم یك وقت انسان دستش خون می‌آید و یك مقدار باند می‌خواهد، اما صد تالحاف كرسی و پنبه را نمی‌خواهد. یك ساعت راهپیمایی می‌كند، ولی دو دقیقه نماز نمی‌خواند. یا هزار نوع خرج برای افطاری و جشن و كادو و. . . می‌دهد ولی می‌گویند خمس مالت را بده، می‌گویند نه نمی‌خواهد. تلفن عمومی دو ریالی می‌خواهد، حالا تو بگو این 10 تومانی است، این تلفن با دو ریالی كار می‌كند. بهترین كار این است كه انسان تعبد داشته باشد و هر كار را خدا گفته انجام دهد.
4ـ تقسیم كار: امیر المومنین(ع) به استاندار خود می‌فرماید «و اجعل لكل عمل مسئولا» برای هر عملی مسولی قرار بده. حضرت رسول(ص) 17 منشی داشت. یك منشی برای امضاءكردن قراردادها، یك منشی برای گرفتن مالیات‌ها و. . .
5ـ بصیرت در عمل و آگاهی و تخصص: بعضی‌ها وارد كاری می‌شوند، ولی هیچ بصیرتی ندارند. چند ماه پیش كنار خیابان می‌ایستادند و می‌گفتند: آقا بیا بحث آزاد. شنیدم فلانی، فلان است آیا این بحث آزاد است؟ این كه نشد بحث آزاد. خدا شهید مظلوم بهشتی را رحمت كند، در اتوبوس در یکی از خیابان‌های تهران دعوی می‌شود كه ایشان خانه‌اش چند طبقه است. بالاخره راننده می‌گوید دعوی نكنید، من خانه ایشان را بلدم، می‌رویم و می‌بینیم که چند طبقه است. در خانه را می‌زنند و پسرشان بیرون می‌آید و می‌بینند که خانه ایشان یك طبقه بیشتر نیست.
قرآن می‌گوید: «لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى‏ حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُون»(نساء/43) یعنی وقتی مست هستید طرف نماز نروید تا بفهمید چه می‌گویید. حدیث داریم عمل آدم بدون بصیرت مانند الاغی است كه دور سنگ آسیاب می‌چرخد. خیلی فعالیت می‌كند ولی بالاخره می‌بیند سر جای اول است، چون بصیرت ندارد.
مساله تخصص و اهلیت داشتن مسئله مهمی است. «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ»(نحل/43) امام صادق(ع) شاگردانش را تقسیم كرده بود. هشام مسئول مباحث عقلی و كلامی بود. زراره مسئول نقد بود. جابربن حیان مسئول امور شیمی بود و یك نفرمسوول تفسیر و برای هر بحثی شاگردی داشت.
6ـ شهامت: بهترین كار كاری است كه در آن شهامت باشد و انسان با قدرت در آن وارد شود. احساس كند كه بر كار سوار است و جرات اقدام داشته باشد كه رمز موفقیت هم همین است. امیرالمومنین(ع) می‌فرماید: «إِذَا هِبْتَ أَمْراً فَقَعْ فِیهِ»(نهج‏البلاغه، حكمت 175) از هر چه ترسیدید، خود را در آن بیندازید. چون وهمش از خودش بیشتر است. حدیث داریم با آدم ترسو مشورت نكنید. می‌خواهم بروم استخر؟ یك وقت نروی غرق می‌شوی! حدیث داریم بازاری‌های ترسو همیشه گدا زندگی می‌كنند. چون دل و شهامت هیچ كاری را ندارند و جرأت نمی‌كنند با كسی شریك شوند.
7ـ عمل خوب عملی است كه انسان آن را كم ببیند. گاهی افراد كاری انجام می‌دهند و فكر می‌كنند كارشان خیلی مهم است. عمل خوب عملی است كه انسان عملش مهم باشد ولی خودش باور نكند كه اینطور است. رهبر انقلاب خیلی مهم است، ولی وقتی از خودش می‌پرسند می‌گوید: من خدمتگزار هستم. ما كه كاری نكردیم. من یك طلبه هستم. رهبر انقلاب آن بچه 13ساله است. امام سجاد این همه عبادت می‌كند، ولی می‌گوید: من كه عبادت نكردم، حضرت علی عبادت می‌كرد. به علی می‌گویند: چه می‌كنی؟ «إِنَّمَا أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِیدِ مُحَمَّدٍ ص»(كافى، ج‏1، ص‏89) من بنده‌ای از بندگان پیغمبر هستم. به پیغمبر می‌گویند: چه می‌كنی؟ می‌گوید آیا بنده‌ای شكور نباشم من كه خدا را نشناختم.
آیت الله عظمی بروجردی وقت مردن شروع به گریه كرد. ایشان فرد بسیار بزرگی بود. بزرگترین علمای درجه یک اكثرشان از او استفاده كردند. مردم گفتند برای چه گریه می‌كنید؟ گفتند نزد خدا می‌روم اما دست خالی. شما دست خالی هستید؟ شما این همه مثل مطهری تربیت كردید! علمای درجه1 از شما استفاده كردند، كتاب چاپ كردید، در هامبورگ مسجد ساختید، فرمود این همه كه شما می‌گویید نزد شما چیزی است، اما نزد خدا چیزی نیست. مثلا برای بچه كه پول خرد در قلکش می‌اندازد چیزی است، اما وقتی خواستید قالی بخرید چیزی نیست. پس اگر خواستیم كارمان خوب باشد باید كارمان را كم ببینیم.
جمله‌ای از رهبر انقلاب است كه ظاهرا پشت رساله‌اش چاپ شده بود: «من كه در حیات خودم كاری نكردم، امیدوارم با خون خودم بتوانم به اسلام خدمتی بكنم» آن وقت آقا می‌گوید ما انقلاب كردیم، خوب هنر كردید. راهپیمایی خوب است اما گفتنش بد است.
8- آزادی: بهترین كارها آن است كه در انتخاب آن آزادی باشد. مردم منطقه‌ای نزد علی بن ابیطالب(ع) آمدند و گفتند: آقا ما از فلان منطقه هستیم. در منطقه ما قناتی است که این قنات نیاز به لایروبی دارد، ما تقاضا می‌كنیم كه شما نامه‌ای به فرماندار ما بنویسید تا به مردم اجبار كند كه لایروبی كنند. حضرت علی(ع) فرمود: من مردم را اجبار كنم؟ ابدا! «و لست اجرا احدا» علی هرگز انسانی را به كاری مجبور نمی‌كند. انسان باید آزاد باشد. روز قیامت گداها دنبال دانه درشت ‌ها می‌افتند. به نصیری و هویدا و علم می‌گویند خدا ذلیلتان كند. شما ما را اینطور كردید. آنها می‌گویند ما مجبورتان نكردیم. خودتان خواستید، فقط ما دعوتتان كردیم.
9- اندیشیدن به حق: مسأله دیگر در عمل این است كه انسان به حق بیندیشد نه به همرا، . حتی اگر تنها باشد. به پیامبر گفتند: ما هر چه بخواهی از پول و ثروت به تو می‌دهیم. گفت: اگر خورشید را در دست راست من و ماه را در دست چپ من، دست از دعوتم بر نمی‌دارم.
خدا مرحوم شهید سعیدی را رحمت كند. ایشان همان اوایل انقلاب نزد حضرت امام رفته بود و گفته بود: شاید شما انقلاب كردید و مردم همراه شما نیامدند، یا بلكه شاید مردم وسط راه خسته شدند. رهبر انقلاب به ایشان فرمود: اگر هیچكس هم همراه من نباشد، من دست از كارم برنمی دارم.
10- صداقت: قرآن انتقاد می‌كند و می‌گوید که برخی عمل می‌كنند و كار انجام می‌دهند اما یک کار خوب و یک کار بد انجام می‌دهند. «خَلَطُوا عَمَلاً صالِحاً وَ آخَرَ سَیِّئاً»(توبه/102) عمل انجام می‌دهند ولی یك عمل خوب و یك عمل بد. دعا می‌كند، فحش و دشنام هم می‌دهد. به یك نفر كمك می‌كند و به دیگری تهمت می‌زند. عمل خوب عملی است كه ناب باشد. چون گاهی اعمال در یكدیگر تاثیر می‌گذارند. همانطور كه: «إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئات»(هود/114) عمل خلاف هم باعث از بین رفتن عمل خوب می‌شود. گاهی انسان تشنه است ولی آبی را كه در آن مگس باشد، نمی‌خورد. نماز می‌خواند و در دلش كینه دارد. شاید نماز از قلب‌هایی كه مملو از بخل و كنیه است، قبول نشود. یك نفر وقتی نماز می‌خواند عقب می‌پرید و می‌گفت: این نمازهایی كه ما می‌خوانیم برمی گردد و به سر خودمان می‌خورد. می‌گفت چون خودم خبیث هستم و باقی كارهایم درست نیست، برای همین جاخالی می‌دهم. «تَصْفِیَةُ الْعَمَلِ أَشَدُّ مِنَ الْعَمَلِ»(كافى، ج‏8، ص‏22) تصفیه عمل از خود عمل مهمتر است. مثل نفت كه تصفیه وپالایش آن از استخراجش مهمتر است و حدیث داریم «تَصْفِیَةُ الْعَمَلِ خَیْرٌ مِنَ الْعَمَلِ»(كنزالفوائد، ج‏1، ص‏278).
 11- مسأله دیگر سبقت است. قرآن می‌گوید: «فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ»(مائده/48) در كارخیر سبقت بگیرید. «سارِعُوا»(آل عمران/133) سرعت بگیرید. و «سابِقُوا»(حدید/21) در یك مسجد كسی كه اول پول می‌دهد، از كسی که بعد از همه پول می‌دهد، اجرش بیشتر است.
12ـ ابتكار و سنت شكنی: بهترین عمل عملی است كه «سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً»(كافى، ج‏5، ص‏9) حسنه باشد. یعنی در كار ابتكار باشد. ما استعدادهایمان را طاغوت در این مسیر برده بود كه مرتب مدها عوض شود. دخترها وقتی یك پارچه می‌خریدند چند مجله لباس هم می‌خریدند. ابتكار نباید در فرم لباس باشد. باید در كاری باشد كه آن كار برای دیگران درس باشد. معلمی به من گفت که من هر چه فكر كردم چه كنم تا فرهنگ اسلامی را در مغزها پخش كنم؟ فكرم به جایی نرسید. ولی دیدم مقداری پول دارم. آمدم شیراز و اصفهان و قم چند كتاب زبان فارسی خریدم و آنجا سر كلاس به بچه‌ها می‌دادم و با هفته‌ای چند ریال به آنها می‌فروختم.
البته سنت و قرارداد دو گونه است: گاهی سنت خوب است، مثل آثار نیاكان. بسیاری از كارهایی كه ما می‌كنیم كارهای حضرت ابراهیم است. ولی خدا به ما می‌گوید چون خوب است شما هم انجام دهید. علی(ع) به استانداران می‌گوید که كارهای قدیمی هر كدام خوب است، آن را حفظ كنید. ولی كارهایی مثل چهارشنبه سوری غلط است. آثار باستانی هم ممكن است خوب نباشد.
13ـ مسأله دیگر قاطعیت در كار است.
14- مسأله بعدی عجله در کار خیر است: یعنی در كار خوب باید عجله شود. اینكه می‌گویند عجله كار شیطان است، برای كارهایی است كه انسان نمی‌فهمد. مثلا دخترها را زود شوهر دهید و بهتر آن است كه دختر در خانه پدرش خون حیض نبیند و در خانه شوهرش ببیند. داماد خوب آمد عجله كنید. در نماز نافله عجله كنید.
15ـ از راهش باشد: «وَ أْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوابِها»(بقره/189) یعنی از در به خانه بیایید. امام صادق(ع) می‌فرماید: این آیه به این معناست كه كارها را از راهش انجام دهید. كسی می‌گفت من شروع به خواندن عربی، بدون استاد كردم. گفتم یا نمی‌فهمی و یا بد می‌فهمی. درس خواندن بدون معلم نمی‌شود. مثل اینهایی كه می‌خواهند بگوئید اسلام بدون روحانی، مثل دارو بدون پزشك. خیلی حدیث داریم که مثل شكر است. اگر شكر را دردهان بچه بریزند خفه می‌شود. باید با آب مخلوط كنید. خیلی از حدیث‌ها و آیات هستند كه اگر در كنارآیات و احادیث دیگر گذاشته نشوند، ممكن است بدآموزی داشته باشند. بنابراین مثلاً راه تفسیر قرآن مراجعه به حدیث است. راه شناخت اسلام مراجعه به اسلام شناس است و. . . متاسفیم به حال كسانی كه ایدئولوژی‌شان را از روزنامه‌ای می‌گیرند كه صاحب آن روزنامه خودش سواد ندارد.
16ـ وسیله عمل باید خوب باشد. یعنی با پای شرك نمی‌شود به توحید رسید. و نمی‌توان با لجن بروی روی دیوار نوشت که نظافت را رعایت كنید. مثل اینكه یك منبری بخواهد با دروغ مردم را به گریه بیندازد. قصد و هدف وسیله را توجیه نمی‌كند. گروهك‌هایی می‌گویند هدف وسیله را توجیه می‌كند. یعنی برای رسیدن به هدف هر كاری خواستی می‌توانی انجام دهی. آن وقت قصه‌اش قصه همان اناردزد می‌شود. كسی دو عدد انار دزدیدو رفت جلوتر دو نان دزدید. بعد رفت به یك فقیر داد. گفتند چی كردی؟ گفت مومن باید زرنگ باشد. دو انار با دو نان دزدیم هر كدام دو گناه می‌شود، یعنی روی هم 4 گناه. بعد همه را به یك فقیر دادم. خدا هم می‌گوید هركس كار خوبی كرد 10 برابر ثواب می‌برد. یعنی 40 ثواب منهای 4 می‌شود 36 ثواب. پس باید عمل خوب از راهش باشد. . .
عمل خوب عملی است كه با عشق انجام شود. در مناجاتها وادعیه می‌خوانیم: «أَعُوذُ بِكَ رَبِّ مِنَ الْكَسَلِ وَ الْفَشَل»(بحارالأنوار، ج‏92، ص‏228) خدایا پناه می‌برم به تو از اینكه كارهایمان بی عشق و با زور باشد. «الهی اذقنی حلاوة مناجاتك» خدایا شیرینی مناجات را به من بچشان و بتوانم از روی عشق با تو مناجات كنم. قرآن از آدمهای بد و منافق تعریف می‌كند که «وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى‏»(نساء/142) وقتی برای خواندن نماز بلند می‌شوند، كسل هستند یعنی عشق به نماز ندارند.
17ـ محكم كاری: پیامبر جنازه‌ای را دفن می‌كرد و خیلی قشنگ و محكم خشت و گل را می‌چید. گفتند: یارسول الله! چرا اینقدر خودت را معطل می‌كنی؟ گفت خدا دوست دارد من می‌دانم كه این مرده می‌پوسد، ولی خدا دوست دارد وقتی كسی دست به كاری می‌زند محكم كاری كند.
18ـ هماهنگی با ذوق: بهترین كار، كاری است كه با ذوقت هماهنگ باشد. چون یك وقت دختری در دبیرستان شكست می‌خورد. چون از روی چشم وهم چشمی كه دختر عمویش فیزیك خوانده می‌خواهد فیزیك بخواند. همین آقای داروین در رشته پزشكی در دانشكده شكست خورد. در رشته روحانیت آمد كه آخوند مسیحی بشود، باز هم شكست خورد. اما در رشته طبیعی موفق باشد. انسان باید كاری را انتخاب كند كه با بافت روحی و ساختمان فكری‌اش سازگار باشد و در غیر این صورت اگر از روی اجبار و چشم هم چشمی كسی كاری را انجام دهد موفق نمی‌شود.
امام سجاد در دعای مكارم الاخلاق می‌گوید: خدایا به من توفیق بده تا عمل من بهترین عمل باشد. بهترین عمل عملی است كه در آن نظم باشد، سخت باشد، تعبد داشته باشد، تقسیم كار داشته باشد، بصیرت و تخصص باشد، شهامت و شجاعت و غرور نداشته باشد، اجبار نباشد، به حق بیندیشد نه به همراه، صداقت، سبقت، ابتكار، قاطعیت، عجله، از راهش باشد، با هر وسیله‌ای نباشد، عاشق باشد نه با كسالت و اكراه، محكم كاری و هماهنگی با ذوق داشته باشد. یك عمل خوب باید همه این شرائط داشته باشد.
«لِیَبْلُوَكُمْ أَیُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً»(هود/7) کار خوب باید این شرائط را داشته باشد. اگر همین كارگرها و كارمندان، همین شرط محكم كاری را رعایت كنند، اوضاع ما خیلی مناسب می شود. اگر این جامعه اسلامی ما به این شرایط عمل كنند، آنوقت جامعه ایده ال می‌شود. حیف از ما كه چنین مكتبی داریم كه برای یك كار این همه شرط گفته و حیف از اینكه ما نه خبر داریم و نه عمل می‌كنیم. به امید آنكه روز به روز كار ما شرائط عمل صالح را به خود بگیرد.
«والسلام علیكم و رحمة الله و بركاته»