ساير بخش ها کتابخانه جدید پرسش و پاسخ مسابقات کتابخانه درس هايي از قرآن تفسير نور
درس هايي از قرآن

تاريخ پخش   ::  1372/12/10بايگاني سالانه - 1372
  
 
قابل توجه کاربران محترم:
برنامه درسهایی از قرآن، پس از ضبط پیاده می شود و به جهت حفظ امانت، متن کامل آن در سایت قرار می گیرد، اما همواره بخش هایی از برنامه به جهت محدودیت زمان و رعایت حال مخاطبان، از تلویزیون پخش نمی گردد، آنچه به عنوان برنامه ی درسهایی از قرآن قابل استناد است، آن چیزی است که از تلویزیون پخش می گردد و در فایل صوتی برنامه قابل دسترسی می باشد.

بسم الله الرحمن الرحیم
بحث ما را بینندگان در شب نوزدهم می‌بینند. امسال ماه رمضان داستان‌های انبیا را می‌گفتیم دو روز داستان آدم دو روز داستان نوح چند روز داستان حضرت موسی(ع) و امروز هم داستان حضرت ابراهیم را می‌خواهیم شروع كنیم لكن چون شروع داستان حضرت ابراهیم به شب نوزدهم و ضربت خوردن حضرت امیر علیه السلام می‌رسد، از آیه‌ای شروع كنیم كه با امامت امیرالمومنین هم تناسبی داشته باشد.
از قاری محترم آقای موسوی دعوت كردیم آیات را بخواند.
1- «وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی‏ قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمینَ» بقره/124.
زمانی كه حضرت ابراهیم(ع) را خداوند آزمایش كرد به كلمات(حادثه ها)(حضرت ابراهیم به چند حادثه امتحان شد) ابراهیم! به خاطر فریاد توحید در آتش می‌اندازندت. حرفی ندارم بیندازند. به خاطر نماز زن و بچه‌ات را ببر در بیابان‌های داغ مكه. چَشم حرفی ندارم می‌برم.
ابراهیم! بچه‌ات را بخوابان چاقو را بگذار گردنش ذبحش كن. چشم.
ابراهیم! از مال بگذر چشم.
حضرت ابراهیم به چند حادثه‌ای امتحان شد: گذشت از مال، گذشت از جان، گذشت از فرزند. هر امتحانی یك درجه بالا می‌رفت، و لذا درجات ابراهیم این بود اول شد عبدالله بعد شد نبی الله، بعد شد رسول الله، بعد شد خلیل الله، بعد امام شد.
حدیثش در اصول كافی است.
درجه‌اش رفت بالا تا این كه آخرین درجه این بود كه رهبر مردم شود.
ممكن است یك نفر در خانه و به تنهایی عبد خدا باشد.
نبی، خبر را می‌گیرد.
رسول: غیر از این كه خبر را می‌گیرد به دیگران هم می‌گوید.
خلیل یك مقام بالاتر است.
امام مسؤول اداره‌ی مملكت و اداره‌ی امت است. مسائل مادی و معنویشان.
پس مقام امام بالاترین مقام‌ها است ولیكن رسول اكرم(ص) امام هم بود، رسول هم بود.
حدود بیست بار در قرآن اسم امتحان آمده كه خداوند فرموده: ما همه را امتحان می‌كنیم. به یكی پول می‌دهیم امتحانش می‌كنیم از دیگری پول می‌گیریم امتحان می‌كنیم. تلخی‌ها و شیرینی‌ها همه وسیله‌ی امتحان است.
«نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَیْرِ» انبیاء/35. همه‌ی شرها و خیرها وسیله‌ی امتحان است.
راننده را وقتی می‌گویند راننده است كه در گردنه‌های مختلف امتحانش كنند در خیابان صاف كه همه راننده هستند خداوند هر كسی را به یك چیزی امتحان می‌كند یكی امكان دارد در امتحان پول قبول شود در امتحان شهوت سقوط كند یكی در امتحان شهوت قبول است ولی در امتحان مقام شكست می‌خورد هر كسی در یك امتحانی. . . حضرت ابراهیم را به چند حادثه خداوند امتحان كرد از همه‌ی امتحان‌ها رو سفید بیرون آمد. وقتی رو سفید بیرون آمد و امتحان‌ها را تمام كرد. خداوند به او گفت: بدرستی كه من تو را برای مردم، امام قرار می‌دهم حالا كه از امتحان‌ها خوب بیرون درآمدی تو می‌شوی امام مردم.
ما بحث‌مان این جاست «إِنِّی جاعِلُكَ» روی كلمه «إِنِّی» بحث دارم.
«إِنِّی» یعنی من تو را امام قرار دادم پس امامت كار خداست. یعنی امامت با هورا و كف و صلوات نیست. باید ببینم خداوند چه كسی را پیامبر كرد. خداوند چه كسی را امام كرد. چون امامت و رسالت یكی است نیاز مردم و جامعه به رهبر معصوم.
حالا رهبر معصوم یا رسول است یا امام.
به همان دلیل كه رسول و پیامبر را نباید مردم تعیین كنند، امام را هم نباید تعیین كنند. چون امام و رسول یكی است نیاز مردم به رهبری حق. حالا رهبری حق پیامبر باشد یا امام. نیاز مردم یكی است و انتخاب رسول با خداست و انتخاب امام هم باخداست. مردم نمی‌توانند. حضرت موسی افرادی را انتخاب كرد، بعد هفتاد نفر پوچ درآمدند وقتی انتخاب حضرت موسی پوچ درآمد انتخاب ما كه دیگر هیچی.
خیلی وقت‌ها ما به یك كسی اطمینان داریم بعد همان را كه به او اطمینان داریم، پوچ درمی‌اید.
چه قدر حواس‌مان را جمع كردیم كه كلاه سرمان نرود بعد فهمیدیم باز هم كلاه سرمان رفت.
بنابراین «إِنِّی» یعنی امامت كار خداست.
امیرالمومنین از طرف خداوند در غدیر خم امام شد.
در این جا جنایتی در تاریخ شد كه پیامبر وقتی مكه می‌رود تمام حركاتش را نوشته‌اند كجا نشست كجا بلند شد كجا خندید كجا آب خورد كار‌های پیامبر را در راه مكه ریزش را نوشته‌اند خوش انصاف‌ها وقت برگشتن غدیر خم را یكسره جا گذاشته‌اند یعنی یك حادثه‌ی غدیر خم را كه صد و بیست و چهار هزار نفر تماشاچی داشت، حادثه‌ی غدیر یك مرتبه سقوط كرده و در كتاب‌های تاریخ نیست ولی رفتن پیامبر را كجا عطسه كرد كجا سرفه كرد را نوشته‌اند كجا پیشانی‌اش را خاراند كجا بین دو نماز فاصله انداخت كجا دو نماز را پشت سر هم خواند تمام كارهای پیامبر را در راه رفتن نوشته‌اند اما در برگشتن از مكه كه به غدیر خم رسیدند یك جا ننوشته‌اند. یعنی یك مرتبه چوب كبریت را می‌بینند. یك مرتبه كشتی را نمی‌بینند.
بشكند دستی كه حق را می‌شكند. و كور شود چشمی كه حق را نمی‌بیند.
امیرالمومنین به طلوع فجر گفت: تو هیچ وقت زودتر از من طلوع نكردی.
بعضی شبها هزار ركعت نماز می‌خواند كه علامه‌ی امینی گفت: من خودم هم یك شب هزار ركعت نماز خواندم تا ثابت كنم كه می‌شود یك شب هزار ركعت نماز خواند.
چنان عشق خدا در وجودش بود كه سر نماز تیر را از پایش می‌كشیدند متوجه نمی‌شد.
ممكن است برای ما تعجب داشته باشد اما فوتبالیست‌ها این را می‌دانند معنای این كار را می‌دانند. كه گاهی عشق گل زدن چنان در مغز انسان است كه اگر پای آدم بشكند آدم متوجه نیست.
عشق خدا، اشك خدا، هم شاعر بود هم خطیب بود هم عابد بود هم قاضی بود هم كارگر بود هم رزمنده بود هم اشك داشت هم شمشیر داشت.
«إِنِّی جاعِلُكَ» خدا می‌فرماید: من باید امام را تعیین كنید.
حضرت ابراهیم گفت: حالا كه مرا امتحان كردی مقام امامت را به من دادی این مقام را به ذریه‌ام هم بده.
خداوند فرمود: من به آدم ظالم مقام امامت را نمی‌دهم.
حضرت ابراهیم حدود هفتاد بار نامش در قرآن آمده بعد از موسی نام حضرت ابراهیم از همه بیشتر آمده.
و مهمترین پیامبران ما حضرت ابراهیم است حوادث تلخی برای‌شان بوجود آمد. اما باز وحی شد نمی‌شود.
مردم كره‌ی زمین سه دسته هستند یك دسته از اول عمرشان تا آخر عمرشان پرونده‌شان سیاه است همه‌اش جنایتكار است.
دو: یك دسته مردم هستند كه تمام پرونده‌اش سفید است.
سه: بعضی مردم اول عمرشان پرونده‌شان سیاه است ولی آخرش خوب می‌شود.
چهار: بعضی مردم اول تا بچه هستند و جوان هستند خوب می‌شوند ولی به پول و مقام می‌رسند، خراب می‌شوند.
پنج: بعضی مردم قاطی پاتی هستند. این دسته‌ی پنجم را پاك می‌كنیم چون در این صورت اگر آخرش سیاه بود جزء دسته‌ی چهار است اگر آخرش سفید بود جزء دسته‌ی سوم است. بنابراین، این دسته ادغام می‌شود در دسته‌ی سوم و چهارم.
ابراهیم گفت: «وَ مِنْ ذُرِّیَّتی» یعنی خدایا این مقام امامت را به ذریه‌ام هم بده.
وقتی ابراهیم به خداوند می‌گوید این مقام امامت را به ذریه‌ام بده می‌شود بگوییم ابراهیم شكل یك را گفت یعنی خدایا این جنایتكارهای نسل مرا كه تمام عمرشان پرونده‌شان سیاه است را امام كن. آیا می‌شود حضرت ابراهیم چنین دعایی كند؟
شما اگر یك بچه‌ی فاسد و بدی داشته باشید یا یك رفیق بدی داشته باشید می‌شود بگویید خدایا این بچه‌ی فاسد مرا یا این رفیق بد مرا رهبرم كن؟
پس قطعاً این نبوده. مورد دسته‌ی اول دعا نبوده است. قطعاً ابراهیم در دعایش دسته‌ی اول را نمی‌گوید. ولو ابراهیم نباشد آیا یك آدم عاقل می‌گوید خدایا بچه‌ی جنایت كار مرا امام كن؟
این دعا در مورد دسته‌ی چهار هم نبوده چون حالا یك كسی بچگی و نوجوانیش خوب بوده ولی در سی سالگی یك آدم خطرناكی می‌شود.
بگوییم خدایا مایك كسی داریم بچگی و جوانیش خوب بوده سی سال به بعد آدم خطرناكی است خدایا این آدم خطرناك را امام كن.
یعنی یك آدم عادی هم یك همچین دعایی نمی‌كند.
ابراهیم(ع) كه می‌گوید خدایا ذریه‌ام امام شود یا دسته‌ی دوم را می‌گوید كه از اول تا آخر عمرش پرونده‌شان سفید است یا اگر هم بچگی‌اش هم دسته گلی آب داده بعدش خوب شده پرونده‌اش سفید شده. ابراهیم امتحان شد از هر امتحانی رو سفید آمد بیرون. خداوند درجه به او داد بالاترین درجه امامت بود.
گفت: خدایا درجه امامت را به ذریه‌ام هم بده. مراد ابراهیم یا شكل دسته‌ی دو بود یا دسته‌ی سه.
خدا فرمود: به ظالم‌ها نمی‌دهم. این دو دسته كدامیك ظالمند. اول كه هیچ ظلمی نكرده پس لابد مراد از ظالمین شكل سه است.
و لذا می‌گوییم علی بن ابیطالب امام است چون علی بن ابیطالب از اول عمرش، تا آخر عمرش یك نقطه‌ی سیاه نداشت.
بقیه اول‌شان بت پرست بودند. سی تا چهل سال اول بت پرست بودند بقیه غیر امیرالمومنین بعد مسلمان شدند اسلامشان راستین، اهل بهشت، متقین، مهاجرین، مخلصین همه‌ی خوبی‌ها را دارند اما بالاخره سی سال اول بت پرست بودند. و وقتی ابراهیم می‌گوید خدایا دسته‌ی دو و سه را امام كن.
بین دو و سه، خداوند می‌گوید: به ظالم‌ها این مقام را نمی‌دهم. یعنی به این‌ها مقام امامت را نمی‌دهم. امامت مخصوص علی بن ابیطالب است.
باقی‌ها اهل بهشت هم كه باشند و همه‌ی كمالات را هم داشته باشند. آن سی سال اول‌شان بت پرست است و شرك ظلم بزرگ است. وقتی خداوند می‌گوید به ظالم‌ها این مقام را نمی‌دهیم به ظلم بزرگ حتماً نمی‌دهد.
امامت كار خداست خداوند چه كسی را امام كرد.
«إِنِّی جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً» بقره/124.
بنابراین عقیده‌ی ما این است كه همین طور كه رسول را باید خدا انتخاب كند امام را هم خداوند تعیین می‌كند. ابراهیم مقام امامت داشت.
ابراهیم(ع) خاطرات زیادی دارد در قرآن. اما چون شب نوزدهم است ما دعاهای حضرت ابراهیم(ع) را بگوییم.
ابراهیم و اسماعیل با هم كعبه ساختند.
1- «وَ إِذْ یَرْفَعُ إِبْراهیمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَیْتِ وَ إِسْماعیلُ رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمیعُ الْعَلیمُ» بقره/127.
حضرت ابراهیم و اسماعیل پایه‌های كعبه را بالا بردند.
گفت: «رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا».
من یك نكته این جا می‌خواهم بگویم: معمولاً مردم نماز كه می‌خوانند می‌گویند قبول باشد روزه‌ها قبول باشد اما در قرآن می‌گوید عملگی قبول باشد.
این جا ابراهیم و اسماعیل عملگی و كارگری كردند و بنایی كردند پشت سر بنایی می‌گوید خدایا قبول كن.
پیداست كارگری و بنایی و عملگی هم كه در راه خدا باشد، عبادت است.
یعنی نگو نماز و روزه‌ها قبول باشد می‌شود به كارگر گفت عرق كارگری قبول باشد.
تعلیم و تربیت شما قبول باشد. زنی كه افطاری درست می‌كند باید گفت بادمجان پوست كندن تو قبول باشد. ظرف شستن شما قبول باشد. لباسشویی شما قبول باشد. بچه داری و خیاطی و تحصیل و مطالعه‌ی شما قبول باشد. پزشك هستی قبول باشد. بهترین عبادت را تو كردی كه شب نخوابیدی و در بیمارستان ماندی تا مریضی را نجات بدهی.
پلیس هستی قبول باشد. گشت شبت «تَقَبَّلَ اللَّه».
بنابراین شب قدر مهم نیست كه پای سماور نشستی یا گریه كردی مهم این است كه خداوند قبول كند. اگر قبول كند عدس پاك كردن عبادت است اگر قبول نكند دو لیتر هم كه گریه كنید عبادت نیست. یك كسی از من پرسید شب قدر كدام شب است. شب نوزده یا شب بیست و یك یا شب بیست و سه؟
گفتم اگر لامپت درست باشد به هر سیمی بزنی، برق نور می‌دهد. اما اگر لامپت سوخته باشد به هر برق یك فاز و دو فاز و سه فاز بزنی چون لامپت سوخته به شب نوزدهم می‌زنی روشن نمی‌شود به شب بیست و یكم می‌زنی روشن نمی‌شود به شب بیست و سوم می‌زنی روشن نمی‌شود.
گیر در برق نیست گیر در لامپ است.
آدمی كه اصلش اهل خمس نیست. خیلی پولدار است اصلاً انگار نه انگار كه واجب است خمس بدهد. این لامپ سوخته است لقمه‌اش حرام است.
آدم می‌آید مسجد كنیه دارد كینه‌های ـ ما سركه هفت ساله داریم ـ و كینه هفتاد ساله.
ده سال است با فلانی آشتی نكرده قهر قهر است دل پر كینه می‌آید مسجد می‌گوید خدایا بده.
چه بده؟ روحش پاك نیست باید روح را پاك كرد باید ظرف پاك باشد تا در آن شیر ریخت. در ظرف كثیف كه شیر نمی‌ریزند. اگر می‌خواهیم در شب قدر خداوند شیر بریزد در ظرف‌مان، باید ظرف‌مان را بشوییم. با دل پر كینه و عقده كه نمی‌شود.
قرآن می‌گوید عفو كنید از همدیگر ببخشید. بعد می‌گوید: «أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ» نور/22. آیا نمی‌خواهی خداوند ببخشدت؟
اگر می‌خواهی خدا تو را ببخشد، تو هم دیگران را ببخش.
حالا به تو فحش داده، بگو بخشیدم او را. غیبتت را كرده نگو پل صراط یقه‌اش را می‌گیرم ببخش او را.
اگر می‌خواهی خدا ببخشد تو را. تو هم ببخش. این آیه‌ی قرآن است.
گاهی می‌گویند چه كنیم خداوند ما را ببخشد؟
در جواب قرآن می‌گوید: اگر می‌خواهی خدا ببخشد شما را، شما هم دیگران را ببخشید.
همه همدیگر را ببخشیم. قلب‌مان را پاك كنیم. خودمان را آماده كنیم برای دعا. آن وقت چه دعایی بكنیم.
دعاهای حضرت ابراهیم را. چند تا از دعاهای حضرت ابراهیم حضرت ابراهیم را برایتان می‌گویم:
2- یك دعا برای امنیت. سوره‌ی بقره آیه صد و بیست و شش «وَ إِذْ قالَ إِبْراهیمُ رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً» بقره/126.
خیلی امنیت مهم است اگر امنیت نباشد، نمی‌شود عبادت كرد، قرآن می‌فرمایید: «وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنی‏ لا یُشْرِكُونَ بی‏ شَیْئاً» نور/55 بعد از «أَمْناً» می‌گوید «یَعْبُدُونَنی» و الآن اگر شما امنیت داشته باشی می‌آیی مسجد اما اگر بگویی بیایم مسجد دزد خانه ‌ام را می‌زند یا ممكن است چه شود نمی‌آید.
خدایا كشور ما را از زمین و آسمان از نظر فكری و اقتصادی و سیاسی و نظامی از هر جهت كشور ما را در امان از همه خطرها درامان و امنیت قرار بده الهی آمین
شیوه دعا.
یكی از دعاها این است كه حضرت ابراهیم گفت: خدایا خود ما و نسل مشرك نباشیم.
3- «وَ إِذْ قالَ إِبْراهیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً وَ اجْنُبْنی‏ وَ بَنِیَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ» ابراهیم/35.
خدایا خود ما ونسل ما مشرك نباشیم.
شرك چیست؟
209مرتبه در قرآن «دُونِ اللَّه» و «دُونِهِ» است بالای 200 تا.
یعنی آدم تكیه كند به غیر خدا. به غیر خدا تكیه كردن شرك است. به قدرت پول به مدرك زور به عنوان به علم ومال و بچه به چیزی نمی‌ شود تكیه كرد. توكل فقط بر خدا.
ابراهیم(ع) می‌گوید: خدایا خودم و بچه هایم را از شرك حفظ كن.
 بعضی از پدرها و مادرها به بچه هایشان می‌گویند مدرك بگیر فردا گرسنگی نخوری. برو سراغ درس برو سراغ كار.
كار حق است. درس حق است. اما باید به بچه گفت بچه جان با خداوند رفیق شو.
خداوند می‌تواند با داشتن مدرك و علم گرسنگی به تو برساند.
خدا می‌تواند كارآیی علم و مدرك را از تو بگیرد. خیلی‌ها هستند شرائطشان مساعد است اما زندگیشان نكبت است.
پدرو مادرها باید مواظب باشند بچه هایشان را با خداوند رفیق كنند.
یك استاد دانشگاه وقتی می‌خواهد درس بدهد باید بگوید «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم» بعد شروع كند به درس دادن. همین «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم» می‌دانید چه اثری می‌گذارد.
تمام فرهنگیهای ما قبل از درسشان بگویند «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم» درس را شروع كنند.
خیلی‌ها مهم می‌گویند ما بالاخره شروع كارمان را باید رنگ الهی بدهیم.
رنگ خدایی كه شدیم ذخیره قیامت می‌ماند.
دعای سوم: مسئله احیاء نماز است. حضرت ابراهیم زن و بچه‌اش را گذاشت در بیابانهای مكه.
4- «ربَّنا إِنِّی أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتی‏ بِوادٍ غَیْرِ ذی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِكَ الْمُحَرَّم رَبَّنا لِیُقیمُوا الصَّلاةَ» ابراهیم/37.
این خیلی آیه‌ی عجیبی است.
تمام مردم كه می‌روند مكه برای حج می‌روند مكه. هر كس می‌رود مكه برای مكه می‌رود. برای حج می‌رود مكه. فقط یكی رفت مكه اما برای مكه نرفت برای نماز رفت مكه و او ابراهیم بود.
«ربَّنا». خدایا من جا دادم به ذریه‌ام در این وادی بیابانی كه قابل زراعت نیست(مكه شهری است كه قابل زراعت نیست) خدایا زن و بچه‌ام را آورده‌ام وسط چند تا كوه داغ كنار كعبه. آورده‌ام زن و بچه‌ام را كنار چند تا كوه داغ. بیابان مرگشان كنم در معرض خطر قرار بگیرند در كنار كوه داغی كه یك پرنده یك چشمه آبی نیست یك گیاه نیست. تو گفتی زن و بچه‌ات را بگذار وسط كوه داغ كنار كعبه. برای چه؟
برای مكه؟ نخیر. برای «رَبَّنا لِیُقیمُوا الصَّلاةَ». همه‌ی این‌ها كه می‌روند مكه، برای حج می‌روند مكه اما خدا به ابراهیم گفت برو مكه برای نماز. برای نماز برو مكه.
5- «رَبِّ اجْعَلْنی‏ مُقیمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی‏ رَبَّنا وَ تَقَبَّلْ دُعاءِ» ابراهیم/40.
سه تا «وَ مِنْ ذُرِّیَّتی» در قرآن هست
دو تا از«وَ مِنْ ذُرِّیَّتی» است كه ابراهیم فرمود «وَ مِنْ ذُرِّیَّتی» و راجع به نماز است.
و در یك مورد حضرت ابراهیم وقتی رهبر شد گفت: خدایا این مقام را به ذریه‌ام هم بده.
«وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی‏ قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمینَ» بقره/124.
بحث نماز هم كه شد گفت: خدایا بچه هایم هم مقیم نماز باشند.
«رَبَّنا إِنِّی أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتی‏ بِوادٍ غَیْرِ ذی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا لِیُقیمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوی إِلَیْهِمْ وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ یَشْكُرُونَ» ابراهیم/37.
«رَبِّ اجْعَلْنی‏ مُقیمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی‏ رَبَّنا وَ تَقَبَّلْ دُعاءِ» ابراهیم/40.
از این آیات پیداست كه مقام نماز یك چیزی است شبیه مقام امامت.
این سه دفعه «وَ مِنْ ذُرِّیَّتی» كه در قرآن آمده حضرت ابراهیم فرموده از حلقوم حضرت ابراهیم است.
در كل قرآن سه تا «وَ مِنْ ذُرِّیَّتی» است معنایش این است كه خدایا این را كه من گفتم به بچه هایم هم بده.
سه تا هم از حلقوم حضرت ابراهیم است. یكی زمانی بود كه به مقام امامت رسید گفت: خدایا این مقام امامت را به بچه هایم هم بده. دوتا هم وقتی بحث نماز شد گفت: خدایا همین طور كه خودم مقیم نماز هستم نسل من هم مقیم نماز باشند.
بگذاریم بچه هایمان در مقابل خدا سجده كنند و برای سجده‌های بچه‌ها باید اقدام كرد خیلی باید كار كرد.
وقتی می‌رویم مسجد دست بچه‌مان را هم بگیریم ببریم.
قرآن می‌گوید وقتی می‌روید مسجد با زینت بروید. نه این كه آرایش كنید. زینت چی؟ «الْمالُ وَ الْبَنُونَ زینَةُ الْحَیاةِ الدُّنْیا» كهف/46.
شب قدر نزدیك است و خدایا شبی است كه كسی كه تو در غدیر خم تعیین كردی مردم او را بالاخره شهیدش كردند.
خیلی دل آدم برای امیرالمومنین می‌سوزد.
وقتی امام از دنیا رفت من كلافه شدم چون دیدم در چهل روز قبر امام را ساختند این امت حزب اللهی عاشق. اما دل آدم می‌سوزد قبر امیرالمومنین صد سال مخفی بود. و حدود صد سال به دستور معاویه در خطبه‌های نماز جمعه به امیرالمومنین لعنت می‌كردند. بخشنامه‌ی معاویه در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید هست.
ولی بالاخره بعد از صد سال این بخشنامه را برداشتند و قبر ایشان بعد از صد سال معلوم شد. اول مظلوم تاریخ علی بن ابیطالب(ع) است.
علامه‌ی امینی صاحب الغدیر می‌آمد در حرم به امیرالمومنین می‌گفت: «السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا مَظْلوم» شروع می‌كرد به گریه كردن. بزرگترین مظلومیت است. خدایا عذاب آن كسی كه به امیرالمومنین ضربت زد و دار و دسته‌شان و عذاب كسانی كه به امیرالمومنین جسارت‌ها و اهانت‌ها كردند عذاب‌شان را زیاد بفرما. الهی آمین.
ما را از بهترین شیعیان و مخلصینش بچه‌های ما را از بهترین شیعیان امیرالمومنین قرار بده. الهی آمین.
به آبروی امیرالمومنین ما را از مقیمین نماز قرار بده. الهی آمین.
به آبروی امیرالمومین هر دعایی هر كجای دنیا می‌شود، مستجاب بفرما. الهی آمین.
به آبروی امیرالمومنین همین طور كه در ایران طاغوت را شكستی، طاغوت‌های جهان را بشكن. الهی آمین.
به آبروی امیرالمومنین میزبان امشب، میزبان شب قدر(حضرت مهدی شب قدر میزبان است چون «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فیها» قدر/4. شب قدر فرشته‌ها می‌آیند روی زمین. فرشته‌ها می‌آیند خدمت حضرت مهدی(عج) می‌رسند.
خدایا به آبروی امیرالمومنین. میزبان فرشتگان، حضرت مهدی(عج) قلب مطهر ایشان را برای همیشه از ما راضی بگردان. الهی آمین.
رهبر ما، امت ما، كشور ما، ناموس و نسل ما افكار ما و عقائد ما، مرز و بوم ما حفظ بفرما. الهی آمین.
ما زنده هستیم آن‌هایی كه زیر خاك هستند بیامرز. الهی آمین.
ما سالم هستیم آن‌هایی كه مریض هستند شفاء بده. الهی آمین.
ما آزادیم باقی أسرا را آزاد كن. الهی آمین.
به ما رهبر عادل دادی رهبر عادل جهان حضرت مهدی(عج) را به جهان عرضه كن. الهی آمین.
قلب مطهرش را از ما شاد كن. الهی آمین.
خدای هر خیر بركتی در شب قدر برای بندگان خوبت مقدر می‌كنی، چون خوب هستند ولی ما خوب نیستیم از فضل و كرمت آن چیزهایی كه برای افراد خوب مقدر می‌كنی، برای هم مقدر بفرما. الهی آمین.
به بی مسكن‌ها، مسكن خوب، به بی همسرها، همسر خوب، به بی فرزندان، فرزند خوب به كدورت‌ها صفا مرحمت بفرما. الهی آمین
«والسلام علیكم و رحمه الله و بركاته»