ساير بخش ها کتابخانه جدید پرسش و پاسخ مسابقات کتابخانه درس هايي از قرآن تفسير نور
کتابخانه
تفسیر جزء 30 » سوره توحید
 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
 به نام خداوند بخشنده مهربان
 «1» قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
 بگو: او خداوند یگانه است.


نكته‌ها:
كلمه «اللّه» از «وَلِهَ» به معناى تحیّر است، یعنى آفریده‌ها از درك حقیقت او عاجز و در شناخت ذات او واله و متحیّرند. چنان كه امیر مؤمنان على‌علیه السلام مى‌فرماید: معناى اللّه آن است كه او معبودى است كه آفریده‌ها در او حیرانند، زیرا او از درك دیدگان مستور و از دسترس افكار و عقول، محجوب است.(351)
 میان كلمه «واحد» و «اَحد» تفاوت است. «واحد» در جایى به‌كار مى‌رود كه ثانى و ثالث براى آن فرض شود، بر خلاف «احد» كه در مورد یكتا و یگانه استعمال مى‌شود. چنانكه اگر گفتى: یك نفر حریف او نیست، یعنى چند نفر حریف او مى‌شوند، اما اگر گفتى: اَحدى حریف او نیست، یعنى هیچ حریفى ندارد.
 توحید، مرز میان ایمان و كفر است و ورود به قلعه ایمان بدون اقرار به توحید ممكن نیست. اولین سخن پیامبر كلمه توحید بود: «قولوا لا اله الا اللّه تفلحوا».
 در سفرى كه امام رضاعلیه السلام با اجبار مأمون وادار به هجرت از مدینه به مرو شد، در مسیر راه وقتى به نیشابور رسید، مردم دور آن حضرت جمع شدند و از او هدیه و رهنمود خواستند. امام رضاعلیه السلام فرمود: پدرم از پدرش و او از اجدادش و آنان از پیامبر خدا نقل كردند كه خداوند فرموده است: «كلمة لا اله الا اللّه حصنى فمن دخل حصنى أمن من عذابى: توحید، قلعه من است و هر كس داخل این قلعه شود از قهر من در اَمان است.» آنگاه امام رضاعلیه السلام فرمود: البتّه توحید شروطى دارد و من (كه امام حاضر هستم) شرط آن هستم، یعنى توحید بى‌ولایت پذیرفته نیست. در زمان غیبت امام معصوم نیز، بنا بر فرمان خودشان باید به سراغ فقهاى عادلى كه از هوى و هوس دورند، برویم. بنابراین توحید كامل، ایمان به یكتایى خداوند، دور كردن فكر و عمل از هر نوع شرك و پیروى از رهبران معصوم در زمان حضور و فقهاى عادل در زمان غیبت است.
 حضرت على علیه السلام در نامه‌اى به فرزندش امام حسن‌علیه السلام مى‌نویسد: «لَوْ كانَ لِرَبِّكَ شَریكٌ لَأَتَتْكَ رُسُلَه» اگر پروردگارت شریكى داشت، او نیز پیامبرانى مى‌فرستاد تا مردم او را بشناسند و بندگى‌اش كنند.(352)
 دلیل یكتایى او، هماهنگى میان آفریده‌هاست. چنانكه امام صادق‌علیه السلام «اتّصال التدبیر» را نشانه یكتایى آفریدگار مى‌شمارد.(353) هماهنگى میان خورشید و ماه و زمین و آب و باد و خاك و كوه و دشت و دریا با یكدیگر و هماهنگى همه آنها با نیاز انسان، نشانه یكپارچگى تدبیر در نظام هستى است. انسان اكسیژن مى‌گیرد و كربن پس مى‌دهد ولى گیاهان كربن مى‌گیرند و اكسیژن پس مى‌دهند. نیازهاى طفل با محبت والدین و خستگى روز با خواب شب تأمین مى‌شود.
 در جنگ جمل، یك عرب صحرانشین درباره معناى توحید از حضرت على‌علیه السلام سؤال كرد. دیگر رزمندگان از او ناراحت شدند كه این چه سؤال نابجایى است، امّا آن حضرت فرمود: جنگ ما براى توحید است و آنگاه معناى صحیح توحید را براى او بیان فرمود.(354)
 خداوند، نه فقط در ذات، بلكه در صفات نیز یكتاست. او مثل ما نیست كه صفاتش از ذاتش جدا باشد. ما علم و قدرت داریم ولى در كودكى نداشتیم و در پیرى نیز از دست مى‌دهیم. خداوند علم و قدرت دارد ولى این صفات براى او پیدا نشده، بلكه همراه ذات او بوده است، چنانكه صفتِ مخلوق بودن، عاجز بودن و فقیر بودن هیچ گاه از ما جدا نبوده و جدا نخواهد شد.

 پیام‌ها:
 1- پیامبران امین وحى‌اند؛ خدا به پیامبر فرمود: «قل...» او نیز مى‌گوید: «قل...»
 2- خداوند، در عین حضور، از دیدگان غایب است و قابل مشاهده نیست. «هو» (اهل توحید عقیده دارند كه «لا تدركه الابصار و هو یدرك الابصار»(355) چشم‌ها او را درك نمى‌كند ولى او چشم‌ها را درمى‌یابد.)
 3- به سؤالات اعتقادى باید پاسخ داد. «قل هو اللّه...»
 4- عقاید حق را باید به دیگران اعلام كرد. «قل هو اللّه...»
 5 - خداوند در همه چیز یكتاست. در ذات و صفات، در علم و قدرت و حیات و حكمت، در آفرینش و هستى بخشى. «قل هو اللّه احد»

 «2» أَللَّهُ الصَّمَدُ
 خداوندى كه مقصود همگان است.


 نكته‌ها:
 «صَمد» به معناى قصد كردن است. خداوند صمد است، یعنى همه موجودات در امورشان او را قصد مى‌كنند و او مقصود همگان است. چنانكه امام جوادعلیه السلام در معناى «صمد» فرمود: «سیّدٌ مصمودٌ الیه: او بزرگى است كه موجودات به او رجوع مى‌كنند و محتاج اویند.» نظیر آیه «انّ الى ربّك المنتهى».(356)
 امام حسین علیه السلام در پاسخ اهل بصره كه از معناى صمد سؤال كرده بودند، فرمود: معناى صَمد همان جملات پس از آن یعنى «لم یلد و لم یولد» است.(357)
 حضرت على‌علیه السلام در تفسیر صَمد فرمود: «هو اللّه الصمد الّذى لا من شى‌ء و لا فى شى‌ء و لا على شى‌ء، مبدع الأشیاء و خالقها و منشئ الأشیاء بقدرته، یتلاشى ما خلق للفناء بمشیّته و یبقى ما خلق للبقاء بعلمه»(358) خداوند صمد است، یعنى از چیزى به وجود نیامده، در چیزى فرو نرفته، و بر چیزى قرار نگرفته است، آفریننده اشیاء و خالق آنها است، همه چیز را به قدرتش پدید آورده، آنچه براى فنا آفریده به اراده‌اش از هم متلاشى مى‌شود و آنچه براى بقاء خلق كرده به علمش باقى مى‌ماند.

 پیام‌ها:
 1- توجّه تمام موجودات، خواسته یا ناخواسته به سوى اوست. «اللّه الصمد»
 2- تنها او غنى است و همه به او محتاجند. «اللّه الصمد»
 3- تنها خداوند است كه سزاوار قصد كردن است. «اللّه الصمد» (حرف الف و لام در الصمد براى حصر است.)
 4- موجودات، در همه امورشان محتاج اویند. «اللّه الصمد» (كلمه صمد مطلق است و شامل تمام احتیاجات مادى و معنوى مخلوقات مى‌شود.)

 «3» لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ
 فرزند نیاورده و فرزند كسى نیست.


 نكته‌ها:
 رابطه خداوند با موجودات، رابطه آفرینش است نه زایش. او موجودات را مى‌آفریند، یعنى از نیستى به هستى مى‌آورد، نه آنكه خود بزاید. زیرا نوزاد از جنس والدین و در واقع جزئى از آنهاست، در حالى كه هیچ چیز از جنس خداوند و یا جزئى از او نیست.
 چون بیشتر مشركان و اهل كتاب براى خداوند فرزند قائل بودند، لذا «لم یلد» كه به معناى نداشتن فرزند است، مقدّم بر «لم یولد» آمده است.(359)
 موجودات، نه فقط از او زاده نشوند، بلكه حتى از او خارج نشوند، آن گونه كه میوه از گل، درخت از هسته، آب از ابر و چشمه، آتش از چوب، كلام از دهان، نوشته از قلم، بو از گل، مزه از غذا، فكر از عقل، گرما از آتش، سرما از یخ، خواب و خیال از ذهن، اندوه و شادى و بیم و امید از دل، صادر و خارج مى‌شوند.(360)
 این آیه، هم عقیده مسیحیّت كه عیسى را فرزند خدا مى‌دانند و هم عقیده یهود كه عُزیر را فرزند خدا مى‌دانستند و هم عقیده مشركان جاهلى كه فرشتگان را دختران خدا مى‌پنداشتند، رد مى‌كند.

 پیام‌ها:
 1- صَمَدیّت و بى‌نیازى خداوند از همه چیز، دلیل آن است كه او نیاز به فرزند و والدین ندارد. «اللّه الصمد. لم یلد و لم یولد»
 2- خداوند علّتى ندارد و از چیزى به وجود نیامده است. «و لم یولد»
 3- مولود، معلول است و نمى‌تواند خدا باشد. «و لم یولد» (چگونه مسیحیان عیسى را مولود مریم، ولى باز هم او را خدا مى‌دانند؟)

 «4» وَلَمْ یَكُن لَّهُ كُفُواً أَحَدُ
 و هیچ همتایى براى او نباشد.


 نكته‌ها:
 «كُفْو» به معناى شبیه و نظیر و مانند است. در ازدواج، توصیه شده همسرى انتخاب كنید كه «كفو» شما باشد. یعنى در دین و اخلاق شبیه و مانند شما باشد.
 خدا صمد است، یعنى او از دیگران بى‌نیاز و همه به او نیازمندند. بنابراین نمى‌تواند همتایى داشته باشد، زیرا همتاى او باید بى‌نیاز از او باشد كه این با صمد بودن خدا سازگار نیست.

 پیام‌ها:
 1- نه در ذات، نه در صفات و نه در افعال، هیچ كس و هیچ چیز شبیه و مانند خداوند نیست. «و لم یكن له كفوا احد»
 2- خداوند شبیه ندارد تا بتواند شریك او در امور هستى گردد. «و لم یكن له كفوا احد»
«والحمد للّه ربّ العالمین»

 351) بحارالانوار، ج 3، ص‌222.
352) نهج البلاغه، نامه 31.
353) تفسیر نورالثقلین ج‌3، ص‌418.
354) تفسیر نورالثقلین.
355) انعام، 103.
356) نجم، 42.
357) تفسیر نورالثقلین.
358) تفسیر نورالثقلین.
359) تفسیر نوین.
360) تفسیر نورالثقلین.
صفحه قبل « [صفحه 35]» صفحه بعد


فهرست
سوره نبأسوره نازعاتسوره عبسسوره تكویرسوره انفطارسوره مطفّفینسوره انشقاقسوره بروجسوره طارقسوره اعلىسوره غاشیهسوره فجرسوره بلدسوره شمسسوره لیلسوره ضُحىسوره انشراحسوره تین سوره عَلقسوره قدر سوره بیّنهسوره زلزلهسوره عادیاتسوره قارعهسوره تكاثرسوره عصرسوره هُمَزهسوره فیل سوره قریشسوره ماعونسوره كوثرسوره كافرونسوره نصرسوره مَسدسوره توحیدسوره فَلقسوره ناس