ساير بخش ها کتابخانه جدید پرسش و پاسخ مسابقات کتابخانه درس هايي از قرآن تفسير نور
کتابخانه
انتخابات » فصل 1- ارزش انسان و اهمیت انتخاب
«لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ» (4)
«ما انسان را در (مقام) احسن تقویم و به نیكوترین صورت در مراتب وجود بیافریدیم.»
 برترین مخلوق
خداوند انسان را آفرید و در میان همه مخلوقات و موجودات او را برترین قرار داد؛   
- «كرمنا بنی آدم» : «انسان را كرامت دادیم.»
- «فضلنا…» : «او را فضیلت دادیم.»
 ای انسان
 «خلق لكم»: (جهان را) برای تو خلق شده.
«سخر لكم»: در تسخیر تو در آمده.
«متاعا لكم»:  برای بهره‌بری تواست.
«رزقا لكم»: روزی برای تو است.
«منافع لكم»: برای نفع و سود بردن تواست.
 ارزش انسان به چیست؟
خداوند انسان را به بهترین صورت و تركیب و كیفیت و موقعیت آفرید و جهان را برای او قرار داد. حال انسان برای به ثمر رسیدن و نتیجه بخش شدن، و رسیدن به تكامل و هدف خلقت بر سر دو راهی انتخاب حق یا باطل، خدا یا شیطان و هوای نفس، دنیا یا آخرت، بهشت یا دوزخ، راه یا بیراهه است. و ارزش انسان به انتخاب اوست. و برای این انتخاب آزاد است و هیچ اكراه و اجباری بر او نیست.
خداوند می‌فرماید :
«لاَإِكْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ» (5)
«اكراه و اجباری در انتخاب دین نیست، (ولی) ‌رهیابی راه از بیراهه برای انسان (ازجانب خداوند) روشن و نمودار گشته است.»
و در آیه دیگر می‌فرماید :  
« إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا» (6)
«ما راه را بر انسان نمودیم حال او (انتخابگر است كه) یا شكر گزار است و یا ناسپاس».
 انسان موجودی آزاد و انتخابگر و مسئول
آری انسان نه تنها در یك مورد و بُعد از زندگی بلكه در همه موارد و ابعاد اعتقادی، اجتماعی، اخلاقی، سیاسی، تربیتی و ... و در تمام حالات و ایام و مدت عمر خویش برای هر كار حق و باطل و زشت و زیبایی در حال انتخاب است. و نسبت به هر انتخابی مسئول و پاسخگو می‌باشد.
خداوند می‌فرماید :
«إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً»(7)
«زیراگوش و چشم و قلب (كه این موارد به عنوان نمونه آمده است) همه مورد پرسش واقع خواهند‌شد.»‌‌ و رسول گرامی اسلام  می‌فرماید:
«اَلا كُلُّكُم راعٍ، وَ كُلُّكُمْ مسئولٌ  عَنْ رعْیَّتهِ»‌ (8)
«آگاه باشید: همه شما نگهبان و همه شما مسئول برای یكدیگر هستید.»‌
پس تا انسان است و دنیا، عقل است و هوای نفس و شهوت، انبیاء و رهبران دینی هستند و شیطان، انسان بر سر دو راهی «انتخاب» است.
 بهشت و انتخاب انسان
انسان زمانی كه با ایمان و عمل صالح و خالص به بهشت جاویدان راه پیدا می‌كند (و بر این نعمت خدای بزرگ را ستایش‌ كرده ‌و ‌شكرگزاری‌ ‌می‌كند.) به او این آزادی داده ‌می‌شود كه هر كجای بهشت را می‌خواهد انتخاب‌ نماید؛  
«وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَأَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَیْثُ نَشَاء فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِینَ. »‌ (9)
«آن‌ها (بهشتیان) می‌گویند: حمد و ستایش مخصوص خداوندی است كه به وعده خویش درباره ما وفا كرد و زمین (بهشت) را میراث ما قرار داد كه هر جا را بخواهیم منزلگاه خود قرار دهیم؛ چه نیكوست پاداش عمل كنندگان.»
 دو نمونه انتخاب
كربلا سرزمینی است كه دو گروه در مقابل هم ایستاده‌اند یك گروه برای انجام وظیفه و به دست آوردن رضای خدا. وگروه دیگر با حیله و خدعه و نفاق و در راه رسیدن به مظاهر دنیا، در میان طرفداران باطل یك نفر به نام «حربن یزید ریاحی» است كه ماموریت یافته راه را بر حسین ‌بن علی  ویارانش ببندد و از «یزید» طاغوت زمان جایزه بگیرد كه با برخوردهای اخلاقی و انسانی آن حضرت منقلب شد و با اظهار پشیمانی به لشكریان حق پیوسته و اولین نفری است كه در راه خدا شربت شهادت می‌نوشد. دیگری «عمر سعد» است كه خود می‌گوید:
«مدت زیادی با خودم جنگیدم كه آیا دنیا را انتخاب كنم یا آخرت را، بهشت یا دوزخ، آخر، دنیا و مظاهر آن بر من چیره شد دنیا را انتخاب كرده و برای مقابله با حسین‌بن علی  آماده شدم.(گر چه به بهای شهادت او و یارانش و اسارت زن و فرزندانش بوده) كه من به دنیا و لذت‌های آن برسم.»
 شیوه انتخاب
راه‌های روی كارآمدن نظام‌ها و مسئولان آن در دنیا؛
الف- از طریق كودتا و اعمال قدرت و زور و ظلم
ب- ازطریق اقلیت وپارلمان‌های شخصی و تحت نفوذ.
ج- از طریق جانشینی و مورثی (پادشاهی).
د- از طریق انتخابات و همه پرسی.
هـ راه الهی، توسط رهبران معصوم كه از طریق خداوند معین می‌شوند. (كه تنها راه صحیح و بی‌عیب همین است.)
 همه پرسی و رأی اكثریت حق‌ است یا راه حل؟
انتخابات و رأی اكثریت هرگز واقعیت را تغییر نمی‌دهد نه حقّی را باطل و نه باطلی را حق می‌كند.
حق اگر حق است با طرفداران كم باطل نمی‌شود و باطل اگر باطل است با رأی و انتخاب اكثریت حق نمی‌شود. اصولاً نظام دینی و حكومت اسلامی بر پای جعل و تأیید الهی استوار است (نه اكثریت و نه اقلیت) چون حكومت، حكومت خداست و بس، خدایی كه هم بهتر می‌داند و هم مهربانتر است.
 قرآن و رأی اكثریت
حدود هشتاد مرتبه در قرآن از اكثریت مذمت شده ‌است، خداوند در یكی از آیات می‌فرماید؛
« وَ اِنْ تُطِعْ اَكثَرَ مَنْ فِی الأَرضِ یُضِلُّوكَ عَنْ سبیلِ اللهِ اِنْ یَتَّبِعُونَ اِلّا الظَّنَ وَ اِنْ هُم الّا یَخرُصُون.» (10)
«و اگر از بیشتر افراد روی زمین اطاعت كنی، تو را از راه خداوند منحرف و گمراه می‌كنند، زیرا آنان جز از گمان پیروی نمی‌كنند و آنان، جز به حدس و گمان نمی‌پردازند.»
اكثریتی كه به جای حق، در پی حدس و گمان باشند قابل پیروی نیستند، در انتخاب حق، دلیل و برهان لازم است نه حدس و گمان، پس اكثریت همه جا نه تنها دلیل بر حقانیت نیست بلكه گاهی به قیمت نابودی و انحراف انسان تمام می‌شود.
راستی اگر مردم گرد سِفال آمدند دُرّ می‌شود و اگر طلا را رها كردند سفال می‌شود؟
امام باقر  می‌فرماید؛
«وَ اَعْلَمْ بِاَنَّكَ لا تَكونُ لَنا وَلیّاً حَتّی لَو اجتَمَعَ علیكَ  أهلَ مصرِكَ و قالوا إنَّكَ رَجُلٌ سوءِ لَمْ یَحْزُنُكَ و لو قالوا إنَّكَ رجُلٌ صالحٌ لمْ یُسِرُّكَ و لكن أعرِض نَفسَكَ علی ما فی كتاب‌اللهِِ.» (11)
(ای جابر) بدان اینكه: تو وَلیّ ما نمی‌شوی مگر زمانی‌كه اگر تمام مردم شهر درباره تو بگویند فلانی مرد بدی است ناراحت نشوی و اگر هم گفتند مرد خوبی است شاد نشوی بلكه برای شناخت خود، خود را به كتاب خدا عرضه نمایی.
آری اكثریتی كه رشد نكرده و تربیت نشده نباید مورد توجه و عنایت و تأیید قرار گیرد.
 اسلام و شوری
در اسلام شوری نه مربوط به نظام است و نه تعیین رهبر و نه وضع قانون، بلكه مربوط به كیفیت اجراء احكام اجتماعی است.
شور و مشورت به معنای استخراج بهترین نظریه‌ها است. مشورت یك مثلث است؛
- یك ضلع آن آشنایی با نظریات است.
- و یك ضلع آن تصمیم‌گیری به حق بالاترین مسئول.
- و ضلع دیگر و اصلی‌ترین آن توكل به خداوند.
 دانشمندان و رأی اكثریت
البته دانشمندان هم به این حقیقت اعتراف دارند كه اكثریت در همه جا نشان‌دهنده واقعیت نیست ولی در عین حال چون از راه‌های دیگر عیبش كمتر است مجبور به پذیرش آن شده‌اند.
 تجربه‌های تلخ تاریخی
بارها تاریخ نشان‌داده كه در انتخابات افرادی با رأی اكثریت انتخاب شده‌اندولی دیر یا زود اشتباه این‌گونه انتخابات بر همه روشن‌ شده، چه افرادی را ما بهترین انسان‌ها می‌دانستیم كه علاوه بر رأی دادن حاضر بودیم جان به فدایش كنیم و او چنان با ریا و تظاهر و سیاست گام بر می‌داشت كه احتمال خلاف در او نمی‌دادیم. ولی در برخورد با حوادث حقایق روشن ‌شد و چیز دیگری از آب در آمدند.
در قرآن می‌خوانیم كه مردم می‌گفتند: چرا قرآن بر مرد سرشناسی از دو قریه مكه و طائف نازل نشد؟
«وقالوا لَوْ نُزِّلَ هذاالقرآنُ عَلی رَجُلٍ مِنَ القریتینِ عَظیم» (12)
آن‌ها خیال می‌كردند همینكه فلان شخص سرشناس و معروف یا سرمایه‌دار است باید وحی هم بر او نازل شود.
- در قرآن آمده كه جناب طالوت از طرف خدا فرمانده لشكر شد. بسیاری از مردم او را فقط به خاطر فقر و تهیدستی نپذیرفتند. (13)
- مگر نه این است كه پیامبر  مشغول خواندن خطبه نمازجمعه بود كه صدای طبل مال‌التجاره (جمعه بازار) بلند شد كه ناگاه همه مردم از پای خطبه رسول خدا پا به فرار و به سوی بازار برای خرید رفتند و جز چند نفر باقی نماندند. (14)
- و مگر نه این است كه حضرت موسی  چهل شبانه روز به دستور خداوند از مردم جدا شد و هارون برادرش را به جای خود معرفی كرد، مردم در این فاصلة كوتاه گوساله پرست شدند. (15)
 راه حق
قرآن می‌فرماید؛ «اِنَّ عَلَیْنا لَلْهُدی» (16)
«به یقین هدایت كردن برماست»
تنها راه حق و صحیح راه اسلام و قرآن و ملاك‌های ارزشی است كه در قرآن آمده‌است و بر همین اساس و اعتقاد امت مسلمان ایران با شناختن راه حق به رهبری امام خمینی  نظام شاهنشاهی را برچیده و پایه‌های نظام جمهوری اسلامی را استوار ساختند و با شناخت حق به مترقی‌ترین قانون اساسی رأی مثبت دادند. قانون مترقی نظام جمهوری اسلامی هم به آرائ ملت مسلمان كه با ملاك‌های اسلامی و قرآنی متصل به وحی الهی افراد را انتخاب می‌كنند احترام می‌گذارد و هم برای اطمینان و تأكید بیش‌تر و نظارت بر صحّت و اصلاح امور در مقابل انحرافات احتمالی تنفیذ و تأیید رهبر دینی را شرط می‌داند.
این نوع انتخاب و همه‌پرسی كه برگرفته از انگیزه‌های الهی و دینی است و از طرفی مورد تأیید فقیه جامع‌الشرایط قرار می‌گیرد مورد افتخار است.
آری در نظام اسلامی همه لامپ‌ها تا وصل به برق نشوند روشنایی در كار نخواهد بود و رأی همه مردم هم تا از طریق وحی و راه خدا نورانی نشود ارزش الهی نخواهد داشت.
این‌گونه همه‌پرسی و رأی اكثریت از نظر مصونیت از اشتباه و انحراف قابل مقایسه با همه‌پرسی‌های صوری و فرمایشی رایج در دنیا نیست و به این صورت در حقیقت انتخاب مردم، هم ارزش خدایی دارد و هم مایه افتخار و الگوشدن برای همه جوامع بشری است. (17)
 تعیین سرنوشت
به گفتة قرآن تعیین سرنوشت هر انسان، جامعه و امّتی به دست خود اوست. این یك قانون كلّی و عمومی، سرنوشت‌ساز،  حركت آفرین و هشداردهنده است.
«...انَّ اللهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقومٍ حتّی یُغَیِّروا ما بأَنفسِهِم ...» (18) «به یقین خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملتی) را تغییر نمی‌دهد مگر آنكه آن‌ها خود تغییر دهند.»
این سنت و قانون الهی كه یكی از پایه‌های اساسی جهان‌بینی و جامعه‌شناسی در اسلام است، به ما می‌گوید؛ كه مقدرات شما قبل از هر چیز و هر كس در دست خود شماست و هر گونه تغییر و دگرگونی در جهت خوشبختی و بدبختی جامعه در درجه اوّل به خودِ آن‌ها بازگشت می‌كند.
آنچه اساس و پایه است این است كه هر ملّتی اگر خود بخواهد می‌تواند سربلند، سرافراز، پیروز، پیشرو، مترقی و متمدّن باشد، و یا به عكس خودش تن به ذلّت، زبونی و شكست بدهد.
لذا لطف خداوند، یا مجازات او، بی‌مقدمه، دامان هیچ ملّتی را نخواهد‌گرفت، بلكه این اراده و خواست انسان‌ها و ملّت‌ها، و تغییرات درونی است كه آن‌ها را مستحقّ لطف یا مستوجب عذاب خدا می‌سازد.
به تعبیر دیگر؛ این اصل قرآنی كه یكی از مهم‌ترین برنامه‌های اجتماعی اسلام را بیان می‌كند، به ما می‌گوید هرگونه تغییرات برونی متّكی به تغییرات درونی ملّت‌ها می‌باشد، و هرگونه پیروزی و شكستی از همین‌جا سرچشمه می‌گیرد و قدرت‌های سلطه‌گر و استعمار كننده و جهانخوار هم تا پایگاهی در درون یك جامعه نداشته‌باشند كاری از آنان ساخته نیست.
مهم آن است كه پایگاه‌های سلطه‌گران و استعمار كنندگان و جبّاران را در درون جامعة خود درهم بكوبیم و بر محور اسلام و دین و ارزش‌های معنوی و اخلاقی و انسانی دست به دست هم داده متّحد شویم، آنگاه لطف، عنایت و قدرت خداوند هم پشتیبان چنین ملّت و امّتی می‌شود تا بتوانند در مقابل توطئه‌های دشمن ایستاده و از طرفی راه‌های پیشرفت و ترقی و عزّت و پیروزی را بپیماید.
آری رهبرانی هم توانسته‌اند پیروز و موفق شوند كه ملّت خود را بر اساس این اصل مهم و قرآنی رهبری كنند و جامعه را متحول و دنیا را تحت تأثیر حركت خود قرار دهند و الگو شوند برای همه ملّت‌های مسلمان و مستضعفان جهان.
تاریخ اسلام و تاریخ معاصر، بر این اصل اساسی و جاودانی شواهدی گویا و روشن دارد. (19)
 نقش پشتیبانی و حضور مردم
با توجه به آیات و روایات و قانون اساسی جمهوری اسلامی بدون شك حضور گسترده و مداوم مردم در صحنه و پشتیبانی از نظام دینی و مواضع انقلاب و جمهوری اسلامی و پیاده شدن احكام اسلام و اجرای عدالت نقش اول را ایفا می‌كند.
در دنیا حكومت‌هایی صاحب قدرت واقعی هستند كه با پشتیبانی مردم و حضور گسترده امت، اقتدار و استقلال و پایه‌های حكومتشان استقرار و ثبات پیدا كند.
جمهوری اسلامی ایران بر اساس معیارهای الهی و ملاك‌های قرآنی در سایه رهبری دینی حكومتی است كه بر پایه آراء مردم نقش بسته‌است. برقراری این نظام الهی و ملاك‌های قرآنی با فداكاری‌ها، جانفشانی‌ها، از خودگذشتگی‌ها و هدیه‌كردن هزاران جوان، معلول و اسیر، آن هم با اراده‌ای پولادین و توكل به خدای قادر متعال بوجود آمده‌است.
قرآن می‌فرماید؛ «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ و أَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ...»(20)
«همانا ما پیامبران خود را با دلیل‌های روشن (معجزات و استدلال‌های عقلی و فطری) فرستادیم، و برایشان كتاب و میزان عدل نازل كردیم تا مردم به راستی و عدالت گرایند.»
در این آیه محورهای اساسی نظام و حكومت اسلامی مشخص می‌شود؛   
الف) رهبر الهی و دینی.
ب) حاكمیّت قانون.
ج) حضور وپشتیبانی مردم.
به یقین هر كدام از این اصول اساسی نباشد، حكومت اسلامی تحقق پیدا نخواهد كرد.
حضور آگاهانه و هوشمندانه مردم در امور اجتماع و سیاست، حضور فعّال و بادوام، درك صحیح از مسائل جاری، توجه ویژه به نقشه‌های شیطانی جهانخواران و مستكبران جایگاه ویژه‌ای در تعیین سرنوشت فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دارد.
یكی از نمادهای این حضور كارساز گزینش و انتخاب كارگزارانی متعهد، شایسته، لایق، كارآمد و اصلح است، كه ثمربخشی آن در اجرای احكام اسلام و قوانین مترقی جمهوری اسلامی و  اجرای عدالت نمودار می‌شود.

 4-تین /4
5- بقره /256
6- انسان /3
7-حدید /25
8-در المنثور 6/244
9-زمر /74
10-آل عمران /159
11-بزرگسالان 1/341
12-زخرف /31
13-بقره /274
14-جمعه /11
15-اعراف /142
16-لیل /12
17-با استفاده از كتاب اصول عقائد استاد قرائتی
18-رعد / 11
19-با استفاده از تفسیر نمونه
20-حدید /
25
صفحه قبل « [صفحه 2]» صفحه بعد


فهرست
مقدمهفصل 1- ارزش انسان و اهمیت انتخابفصل 2- جمهوری اسلامی، حضور مردمفصل 3- ملاك‌های انتخاب بهترینفصل 4: نشانه‌های بهترین انتخابفصل 5: معیارهای بهترین در قانونفصل‌6:دیدگاه‌ها درباره انتخاب بهترین فصل 7: سفارش و توصیه‌هافصل 8: سخنی با داوطلبینفصل 9: آفت‌ها