ساير بخش ها کتابخانه جدید پرسش و پاسخ مسابقات کتابخانه درس هايي از قرآن تفسير نور
کتابخانه
تفسیر سوره فرقان » آیات 29 تا 34
(29) لَقَدْ أَضَلَّنِی عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَآءَنِی وَكَانَ الشَّیْطَانُ لِلْإِنسَانِ خَذُولاً
او بعد از آن كه حقّ از طرف خدا برای من آمد، مرا گمراه ساخت. و شیطان (هنگام امید)، انسان را رها می‏كند.

 
نكته‏ها:
 «خذلان» این است كه انسان به حمایت كسی امید داشته باشد، ولی او انسان را رها كند.
به گفته‏ی روایات، رهبر الهی، مصداق «ذكر» است و گمراه كردن از «ذكر» یعنی گمراه‌شدن از رهبر حق.  
دوست و دوستی:
اسلام برای دوستی وانتخاب دوست، سفارش‏های زیادی دارد و دوستی با افرادی را تشویق و از دوستی با افرادی نهی كرده است كه این موضوع به بحث مستقلّی نیاز دارد. برخی از عنوان‏های فرعی موضوع «دوست و دوستی» به این شرح است:
راه‏های شناخت دوست، مرزهای دوستی، ادامه‏ی دوستی، قطع دوستی، انگیزه‏های دوستی، آداب معاشرت با دوستان و حقوق دوست، كه برای هر یك آیات و روایات بسیاری است و ما به گوشه‏ای از آنها اشاره می‏كنیم:
 اگر در شناخت كسی به تردید افتادید، به دوستانش بنگرید كه چه افرادی هستند. (فانظروا الی خُلَطائه)  
 تنهایی، از رفیق بد بهتر است.
 از پیامبر  پرسیدند: بهترین دوست كیست؟ فرمود: كسی كه دیدارش شما را به یاد خدا بیندازد، و گفتارش به علم شما بیفزاید و كردارش یاد قیامت را در شما زنده كند.
 حضرت علی  فرمود: هنگامی كه قدرتت از بین رفت، رفقای واقعی تو از دشمنان شناخته می‏شوند.
 حضرت علی  فرمود: رفیق خوب، بهترین فامیل است.
 درحدیث آمده است: دوستت را در مورد غضب، پول و مال دنیا و مسافرت آزمایش كن. اگر در این آزمایش‏ها موفّق شد، دوست خوبی است.
در شعر شاعران نیز درباره‏ی دوست و دوستی، بسیار سخن به میان آمده و به معاشرت و همنشینی با دوستان خوب بسیار سفارش شده است؛
همنشین تو از تو به باید    تا تو را عقل و دین بیفزاید
و از همنشینی با دوستان بد مذمّت شده است؛
تا توانی می‏گریز از یار بد       یار بد بدتر بود از مار بد
مار بد تنها تو را بر جان زند         یار بد بر جان و بر ایمان زند
و یا دوست بد به ابر تیره‏ای تشبیه شده است كه خورشید با آن عظمت را می‏پوشاند؛
با بدان منشین كه صحبت بد        گرچه پاكی تو را پلید كند
آفتاب بدین بزرگی را    پاره‏ای ابر ناپدید كند
پیام‌ها:
1ـ حسرت‏های درونی در اعمال و رفتار انسان مؤثّر است به گونه‌ای كه دست خود را گاز می‌گیرد. (یعضّ الظالم)
2ـ رها كردن راه انبیا ظلم است. (ظلم به خود و ظلم به انبیا) (یعضّ الظالم)
3ـ عذاب قیامت بسیارسخت است. (یعضّ الظالم علی یَدَیه)
(ظالم تنها یك انگشت ویا یك دست خود را گاز نمی‏گیرد، بلكه دو دست خود را گاز می‏گیرد)
4ـ در قیامت، وجدان‏ها بیدار می‏شود. (یعضّ ـ یقول)
5ـ پشیمانی، دلیل بر اختیار انسان است و اگر كسی مجبور بود، پشیمانی معنا نداشت. (یالیتنی)
6ـ دوستی‏های نامشروع امروز، فردای خطرناكی دارد. (یالیتنی) دوست در سرنوشت انسان مؤثّر است.
7ـ ایمان، به تنهایی كافی نیست، همراه بودن با انبیا نیز لازم است. (مع الرسول)
8 ـ ارتباط با انبیا هر چند اندك باشد، می‏تواند راه نجات باشد. (سبیلاً)
9ـ دو دوستی در یك دل جا نمی‏گیرد. (دوستی پیامبر و دوستی انسان گمراه) (اتّخذت مع الرسول... لم اتّخذ فلاناً خلیلاً)
10ـ دوستان منحرف، عوامل شیطانند. (فلاناً خلیلاً ـ و كان الشیطان)
11ـ نام و شخص افراد مهم نیست، كارایی آنان مهم است. (فلاناً ـ اضلّنی)
12ـ نشانه‏ی دوست بد آن است كه انسان را غافل كند. (اضلّنی عن الذكر)
13ـ گاهی عواطف دوستی، بر استدلال و منطق غلبه می‏كند. (اضلّنی عن الذكر بعد اذ جاءنی)
14ـ خداوند با همه‏ی مردم اتمام حجّت می‏كند. (بعد اذ جاءنی)
 
(30) وَقَالَ الرَّســُولُ یارَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخــَذُواْ هَذَا الْقُرْءَانَ مَهْجُوراً
پیامبر (در روز قیامت از روی شكایت) می‏گوید: پروردگارا! قوم من این قرآن را رها كردند.

 
نكته‏ها:
 «هِجر»، جدایی با عمل، بدن، زبان و قلب را شامل می‏شود.
رابطه‏ی میان انسان و كتاب آسمانی، باید دائمی و در تمام زمینه‏ها باشد، زیرا كلمه‏ی «هجر» در جایی به كار می‏رود كه میان انسان و آن چیز كم رابطه باشد.
مهجوریت زدایی از قرآن:
بنابراین باید تلاشی همه جانبه داشته باشیم تا قرآن را از مهجوریّت در آوریم و آن را در همه‏ی ابعاد زندگی، محور علمی و عملی خود قرار دهیم تا رضایت پیامبر عزیز اسلام  را جلب كنیم.
نخواندن قرآن، ترجیح غیر قرآن بر قرآن، محور قرار ندادن آن، تدبّر نكردن در آن، تعلیم ندادنش به دیگران و عمل نكردن به آن، از مصادیق مهجور كردن قرآن است. حتّی كسی كه قرآن را فرا گیرد ولی آن را كنار گذارد و به آن نگاه نكند و تعهّدی نداشته باشد، او نیز قرآن را مهجور كرده است.
این آیه، از گلایه‏ی پیامبر اسلام   سخن می‏گوید و آن حضرت چون «رحمة للعالمین» است نفرین نمی‏كند.
امام رضا   فرمود: دلیل آن كه در نماز، قرآن می‏خوانیم آن است كه قرآن از مهجوریّت خارج شود.
در روایات آمده است: هر روز پنجاه آیه از قرآن را بخوانید و هدفتان رسیدن به آخر سوره نباشد، آرام بخوانید و دل خود را با تلاوت قرآن تكان دهید و هرگاه فتنه‏ها همچون شب تاریك به شما هجوم آوردند، به قرآن پناه برید.
اقرار بعضی بزرگان را درباره‏ی مهجوریّت قرآن:
الف) ملاصدرا (قدس سره) در مقدّمه تفسیر سوره واقعه می‏گوید: بسیار به مطالعه كتب حكما پرداختم تا آنجا كه گمان كردم كسی هستم، ولی همین كه كمی بصیرتم باز شد، خودم را از علوم واقعی خالی دیدم. در آخر عمر به فكر رفتم كه به سراغ تدبّر در قرآن و روایات محمّد و آل‏محمّد  بروم. یقین كردم كه كارم بی‏اساس بوده است، زیرا در طول عمرم به جای نور در سایه ایستاده بودم. از غصه جانم آتش گرفت و قلبم شعله كشید، تا رحمت الهی دستم را گرفت و مرا با اسرار قرآن آشنا كرد و شروع به تفسیر و تدبّر در قرآن كردم، درِ خانه‏ی وحی را كوبیدم، درها باز شد و پرده‏ها كنار رفت و دیدم فرشتگان به من می‏گویند: (سلام علیكم طبتم فادخلوها خالدین)   «درود بر شما! گوارا باد شما را، پس داخل شوید بهشت جاویدان را»
ب) فیض كاشانی (‏قدس سره) می‏گوید: كتاب‏ها و رساله‏ها نوشتم، تحقیقاتی كردم، ولی در هیچ یك از علوم، دوائی برای دردم و آبی برای عطشم نیافتم، بر خود ترسیدم و به سوی خدا فرار و انابه كردم تا خداوند مرا از طریق تعمّق در قرآن و حدیث هدایت كرد.
ج) امام خمینی‏ (قدس سره) در گفتاری از اینكه تمام عمر خود را در راه قرآن صرف نكرده، تأسّف می‏خورد و به حوزه‏ها و دانشگاه‏ها سفارش می‏كند كه قرآن و ابعاد گوناگون آن را در همه‏ی رشته‏ها، مقصد اعلی قرار دهند تا مبادا در آخر عمر برایّام جوانی تأسّف بخورند.
پیام‌ها:
1ـ در قیامت یكی از شاكیان، پیامبر اكرم است. (و قال الرسول)
2ـ انتقاد از كسانی است كه آگاهانه قرآن را كنار می‏گذارند. (اتّخذوا...) و نفرمود: (كان عندهم مهجورا)
3ـ جمع‏آوری و تدوین قرآن، در زمان شخص پیامبر اكرم‏ انجام شده و لذا مورد اشاره و خطاب قرار گرفته است. (هذَا القرآن)
4ـ تلاوت ظاهری كافی نیست، بلكه مهجوریّت‏زدایی لازم است. «مهجورا»

(31) وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِی عَدُوّاً مِّنَ الْمُجْرِمِینَ وَكَفَی‏ بِرَبِّكَ‌هادِیاً وَ نَصِیراً
و ما این گونه برای هر پیامبری دشمنی از گناهكاران قرار دادیم، و پروردگارت برای راهنمایی و حمایت تو كافی است.

 
پیام‌ها:
1ـ تضادّ میان حقّ وباطل، در مدار اراده الهی است. (كذلك جعلنا)
2ـ ندای حقّ‏خواهی و حقّ‏گویی، همیشه مخالف داشته است. (لكلّ نبی عدوّا)
3ـ با توجّه به مشكلات دیگران، خود را تسلی دهید. (لكل نبی)
4ـ انسان ابتدا به‏گناه آلوده می‏شود وكم‏كم دشمن انبیا می‏شود. (عدوّاًمن‏المجرمین)
5ـ انسان با گناه، از مسیر حقّ جدا می‏شود. (من المجرمین) (كلمه‏ی «جُرم» به معنای جدا شدن است).
6ـ سختی‏ها ومخالفت‏ها، انسان را تربیت می‏كند. (جعلنا ـ ربّك)
7ـ تنها راه پیروزی بر دشمن، تمسّك به هدایت و نصرت الهی است. (كفی بربّك‌هادیاً و نصیراً)
8ـ در برابر مخالفین، بر خدا توكّل كنیم. (كفی بربّك‌هادیاً و نصیراً)
9ـ پروردگار برای حمایت وهدایت كافی است، دلبستن به دیگران چرا؟ (كفی بربّك‌هادیاً)
10ـ انبیا نیز به هدایت الهی نیازمندند. (كفی بربّك ‌هادیاً)
11ـ انسان در درگیری‏های حقّ و باطل، به دو چیز نیاز دارد: یكی هدایت و دیگری قدرت. (هادیاً و نصیراً)
12ـ هدایت و نصرت از شئون ربوبیّت خداوند است. (ربّك‌هادیاً و نصیرا)

(32)وَقَالَ الَّذِینَ كَفَرُواْ لَوْلَا نــُزِّلَ عَلَیــْهِ الْقُرْءَانُ جُمْلَةً وَاحِدَةً كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِیلاً
و كسانی كه كفر ورزیدند، (بهانه‏ی دیگری آورده و) گفتند: چرا (تمام) قرآن یكجا بر او نازل نشده است؟ (غافل از آن كه ما) این گونه (نازل كردیم) تا دل تو را به وسیله‏ی آن استوار كنیم و آن را به تدریج و آرامی بر تو خواندیم.

 
نكته‏ها:
 بهانه‏جویان، هر لحظه بهانه‏ی جدیدی می‏گرفتند. گاهی می‏گفتند: چرا به ما وحی نمی‏شود؟ گاهی می‏گفتند: چرا فرشته وحی را نمی‏بینیم؟ چرا پیامبر  سرمایه و كاخ و طلا ندارد؟ و گاهی می‏گفتند: چرا قرآن یكجا نازل نمی‏شود؟
آثار و دلایل نزول تدریجی قرآن:
1ـ نزول تدریجی، عامل ارتباط دائمی و مستمرّ پیامبر اكرم  با سرچشمه‏ی وحی و مایه‏ی استواری او در راه است و بیانگر آن است كه رسالت یك جرقّه‏ی مقطعی نیست.
2ـ دینِ زنده و جامع آن است كه با حوادث و مناسبت‏ها ارتباطی نیرومند داشته باشد، و حوادث و مناسبت‏ها هم به مرور پیدا می‏شود، نه یكدفعه.
3ـ انجام همه‏ی اوامر و ترك همه‏ی نواهی یكدفعه برای عموم مردم سخت بود وسبب عُسر و حَرَج می‏شد.
4ـ چون هر سوره و آیه‏ی قرآن به تنهایی یك معجزه است، بنابراین نزول تدریجی آن به منزله‏ی چندین معجزه‏ی پی در پی و هر معجزه‏ای مایه‏ی تسلّی قلب پیامبر  در برابر آزار دشمنان است.
5ـ نزول هر آیه به مناسبت نیازی كه پیدا می‏شود با نزول همه‏ی آیات بدون در نظر گرفتن نیازها، تفاوت بسیار دارد.
6ـ بعضی آیات پاسخ سؤالات مردم است، پس اوّل باید سؤالش مطرح شود تا بعد آیه‏ای درپاسخ آن نازل شود.
7ـ بعضی آیات و احكام برای مدّتی معیّن نازل شده است، لذا باید آیه‏ی ناسخ نازل شود.
ترتیل چیست؟
 پیامبر اكرم  فرمود: ترتیل آن است كه قرآن را با بیان روشن بخوانید، (نه مثل شعر، نه مثل نثر)، هنگام برخورد بر لطایف آن توقّف كنید و روح و دل خود را صفا دهید.
حضرت علی   فرمود: مراد از ترتیل، رعایت موارد وقف و ادای حروف است.
 امام صادق   فرمود: ترتیل، زیبا و آرام خواندن قرآن، مكث كردن در آن و پناه بردن به خداوند در هنگام تلاوت آیات مربوط به آتش و عذاب، و دعا كردن هنگام برخورد با آیات بهشت و درخواست بهشت از خدای مهربان است.
پیام‌ها:
1ـ رهبر باید قلبی مطمئن، استوار وآرام داشته باشد. (لنثبّت به فؤادك)
2ـ نتیجه‏ی تربیت نبوی آرامش دلهاست. (لنُثبّت به فؤادك)
3ـ آموزش و تربیت باید تدریجی باشد. (و رتّلناه ترتیلا)

(33) وَلَا یَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جئناكَ بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِیراً
و هیچ مَثَلی (از بهانه‏ها و طعنه‏ها) برای تو نیاورند، مگر آن كه پاسخ به حقّ و بهترین بیان را برای تو آوردیم.
 
نكته‏ها:
 قرآن كریم در این آیه خطاب به پیامبر  می‏فرماید: حرف مخالفان، یا باطل است كه ما در برابر آن برای تو سخن حقّ می‏آوریم و یا حقّ است كه ما سخن روشن¬تر از حقّ آنان برای تو بازگو می‏كنیم.
 پیام‌ها:
1ـ قرآن، كتاب جامعی است و به همه‏ی ایرادها پاسخ می‏دهد. (و لایأتونك بمثل الاّ جئناك بالحقّ... )
2ـ انبیا با مخالفان درگیر بودند و از راه استدلال با آنان رفتار می‏كردند. (لایأتونك بمثل الاّ جئناك بالحقّ... )
3ـ خداوند از انبیا دفاع می‏كند و در برابر سخنان باطل كفّار، خودش كلام حقّ را مطرح می‏كند. (و لا یأتونك بمثل الاّ جئناك) و نفرمود: (جئتَ)
4ـ حقّ بر باطل پیروز است. (لا یأتونك... الا جئناك بالحق و احسن تفسیراً)
5ـ هدف انبیا، استقرار حقّ است. (جئناك بالحق)
6ـ سخن باید منطقی و حقّ باشد. (جئناك بالحق)
7ـ علم و سخن پیامبر اكرم از جانب خداست. (جئناك... )
8ـ گفتار و اعتراض دیگران را با كلام بهتر جواب دهیم. (و احسن تفسیرا)
9ـ سخن و ادله مخالفان استحكام ندارد، زیرا در برابر سخن حق و تفسیر برتر، سخن آنان رنگ می‌بازد. (بالحق و احسن تفسیرا)
 
(34) أَلَّذِینَ یُحْشَرُونَ عَلَی‏ وُجُوهِهِمْ إِلَی‏ جَهَنَّمَ أُوْلَئِكَ شَرٌّ مَّكَاناً وَ أَضَلُّ سَبِیلاً
كسانی كه بر صورت‏هاشان به سوی جهنّم محشور می‏شوند، آنان بدترین مكان را دارند و منحرف‏ترین راه را می‏روند.
 
پیام‌ها:
1ـ تحقیر انبیا، سبب تحقیر خود در قیامت است. (یحشرون علی وجوههم)
2ـ گمراه‏ترین مردم كسانی‏اند كه در برابر انبیا اشكال‏تراشی می‏كنند. (اضلّ‏سبیلا)

 57ـ تفسیر كنزالدقائق.
58ـ بحارالانوار، ج 74، ص 197.
59ـ بحارالانوار، ج77، ص 173.
60ـ تفسیر قرطبی.
61ـ غررالحكم.
62ـ غررالحكم.
63ـ بحارالانوار، ج 74، ص 180.
64ـ مفردات راغب.
65ـ تفسیر المنیر.
66ـ تفسیر نورالثقلین.
67ـ تفسیر نورالثقلین.
68ـ مقدمه تفسیر سوره واقعه.
69ـ رساله الانصاف.
70ـ صحیفه نور، ج 20، ص 20.
71ـ تفسیر مجمع البیان.
72ـ تفسیر كنز الدقائق و منهج الصادقین.
73ـ تفسیر نمونه.
صفحه قبل « [صفحه 8]» صفحه بعد


فهرست
مقدمهسیمای سوره‏ی فرقانآیات 1 تا 6آیات 7 تا 11آیات 12 تا 16آیات 17 تا 21آیات 22 تا 28آیات 29 تا 34آیات 35 تا 39آیات 40 تا 44آیات 45 تا 50آیات 51 تا 55آیات 56 تا 60آیات 61 تا 66آیات 67 تا 72آیات 73 تا 77